شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٠٣ - (٤٣) نه هركه بصورت نيكوست سيرت زيبا در اوست
چادر زنان است.
______________________________ (٢٣١)- مادر مادر: يعنى مادربزرگ و در اينجا مجازا بمعنى پيرزن است.
معنى شعر چنين است: چه بسيار قامت كه از زير چادر خوش و زيبا مينمايد ولى چون چادر باز كنى صاحب چادر را پيرزنى ميبينى.
مقصود اين است كه هميشه باطن، موافق ظاهر نيست و بسا است كه ظاهر، بسيار فريبنده باشد و باطن، بسى ناپاك.
(٤٢) اگر شبها همه قدر بودى، شب قدر، بيقدر بودى.
(٢٣٢)- شب قدر: (ليلة القدر) كه در قرآن مجيد مذكور است، در ماه مبارك رمضان هشتمين ماه قمرى واقع است و بنابر مفاد آيه قدر، قران كريم در آن شب بر پيغمبر اكرم نازل شد و اين شب را ارزش بسيار است و بموجب سوره قدر، فرشتگان و روح در اين شب با اذن پروردگار نازل ميشوند و تا طلوع صبح آن شب از هرحادثه، سلامت حاصل است.
بنابر آيه قرآنى و احاديث و اخبار، هر امر محكمى در آنشب مقدر ميگردد يا ارزشيابى ميشود. چون ليلة القدر شب تعيين مقدرات طبيعى (و شايد اجتماعى و فردى) باشد از اين جهت علاوه بر ارزش لاهوتى خود، در پيش مردم هم ارزنده است. بابليان هم بچنين شبى قائل بودهاند. ايرانيان قديم هم به هفتهاى كه قسمتى از روزهاى آن در آخر سال كهنه و قسمت ديگر آن در اول سال نو واقع ميشد زياد اهميت ميدادند و ميگفتند: روح (فرهوشى) از آسمان مىآيد و در خانوادهها ساكن ميشود. بهرحال در ميان ملل مسلمان، شب قدر در ماه رمضان مشخص نيست. مراد شيخ از عبارت حكيمانه اين است كه اگر همه چيزها مساوى باشد و فضيلت و امتياز به برخى افراد اختصاص نيابد، خود فضيلت و امتياز بىارزش ميشود.
(٢٣٣)-
|
گر سنگ همه لعل بدخشان بودى ... |
بيت بر وزن شماره ٥ با قافيه مردف مردّف.
(٢٣٤)- بدخشان يا بدخش: نام ناحيهاى است ميان خراسان و هندوستان كه فعلا جزء افغانستان است و لعل آن معروف است. گويا بدخشان را بلخش هم ميگفتهاند و لفظ) sialab (در فرانسه و لفظ) salab (در انگليسى كه بمعنى لعل است از نام ناحيه بدخش گويا مأخوذ باشد.
(٢٣٥)- لعل: معرب «لال» است و نوعى ياقوت سرخ ميباشد و در لاتين دوره وسطى«susalaB» ناميده ميشده است.
(٤٣) نه هركه بصورت نيكوست سيرت زيبا در اوست.
(٢٣٦)- كار اندرون دارد نه پوست: