شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٢ - قسمت دوم - گلستان از نظر انديشههاى اخلاقى
اما اين نوع كتب و رسالات براى هدايت عامه مردم چندان سودمند نيست چه مردم عادى بيشتر با احساسات سروكار دارند و چراغ عقل ايشان از روغن عشق و شوق مدد ميگيرد. بعلاوه حكما كه خود نحوه زندگانى خاصى داشتهاند اعم از اينكه در حمايت پادشاهان، با نعمت و ناز ميزيستهاند يا آنكه با سرمايه فضايل عقلى خويش، خود را از همه برتر ميشناختهاند، درست به زندگانى مردم عادى نميتوانستهاند توجه كنند چه اكثر مردم نه آن ناز و نعمت دارند و نه اين فضل و حكمت. پس كتب فلسفى اخلاقى در عين حال كه از جهت شالودهريزى و بيان اصول حكمت عملى، ارزنده و پربهاست براى عامه مردم زياد منشأ اثر نيست.
دسته ديگر، از تجارب خويش در زندگى با رعايت همه واقعيات و تلخ و شيرينها، رسالههايى فراهم آوردهاند و غالبا آن رسائل را براى فرزندان خويش نگاشتهاند يا با بيان نكات سياسى به عنوان طرح خط مشى سياست سودمند، به پادشاه عصر خود تقديم داشتهاند.
كتاب قابوسنامه از دست اول است و كتاب سياستنامه منسوب به خواجه نظام الملك و نصيحة الملوك امام محمد غزالى و قسمتى از عقد الفريد ابن عبدربه از دست دوم بشمار مىآيد لكن كيكاوس عنصر المعالى در مقام سلطنت و حكومت است و ميخواهد فرزند خود را براى حكومت بر مردم پرورش دهد و كيفيات تمتع از لذات زندگانى را كه براى پادشاهان و شهزادگان مهيا است به او بياموزد و به وى ياد دهد كه بزم بادهگسارى بايد چگونه باشد و آداب ميدان و چوگان چيست و با نديمان چگونه بايد بسر برد. ضمنا چه بايد كرد كه رعيت بر وى نشورد و از آنچه در كشورهاى ديگر ميگذرد به چه كيفيت بايد تحصيل خبر كند و جاسوس بگمارد و مانند اينها.
از جانب ديگر، غزالى و نويسندگان همروش او در مقام آنند كه با بيان سيرت پادشاهان گذشته و نقل آيات قرآنى و اخبار و احاديث مأثوره و با گزارش رفتار صحابه كه برخى از آنان حكام عادل بودهاند از غرور و نخوت و صولت و سطوت پادشاهان عصر خويش بكاهند تا مگر خلق خدا را آسايشى و خاطر امرا و فرمانروايان را آرامشى حاصل آيد. لكن معلوم نيست تا چه حد اين مقصود بحاصل آمده باشد و با فرض آنكه ملوك، سخنان اهل سلوك را به سمع قبول، استماع كرده باشند روشن نيست مواعظ آنان تا چه اندازه در عمل و رفتار آنان اثر گذاشته باشد. بدون شك اين نوع مواعظ اعم از آنكه در قلم درآيد يا از فراز منبرها افاضه شود بدون فايده و تأثير نخواهد بود لكن اثرى موقت خواهد داشت، چه تنها به طبقات خاص از اجتماع توجه دارد و ديگران را ناديده مىانگارد. عدهاى از امرا و حتى خلفاى عباسى در مسجد چنان گريه سرميدادند كه در و ديوار را با خود به گريه واميداشتند ولى بمحض اينكه از مسجد به كاخ خلافت يا امارت بازميگشتند پيش از ورود ايشان بساط لهو و لعب گسترده بود و عمال ستمگار از هرناحيه با طبقهاى هدايا منتظر قدوم خليفه يا امير بودند.