شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٨١ - (٩) هرآن سرى كه دارى با دوستان در ميانه منه
دشمن خود را بااحتياط و مسامحه دشمن بدار چه شايد روزى با تو دوست شود.
______________________________ (٤٧)-
|
به دوست گرچه عزيز است، راز دل مگشاى ... |
فرد بر وزن شماره ١٢
(٤٨)- رازى كه نهان خواهى ...
نظير اين سخن در محاضرات راغب اصفهانى با اين عبارت آمده:
فلا تفش سرّك الّا اليك فانّ لكلّ نصيح نصيحا
ترجمه: راز خود را جز پيش خود فاش مساز چه هردوست صميم، دوستى مخلص دارد.
لا تفش: فعل نهى از افشاء است و فاش در اصل فاشى بوده و اسم فاعل است از: فشا، يفشوا.
نظير ديگر از گفته حضرت على (ع):
لا تودع سرّك جاهلا فيزلّ و لا حازما فيخون
ترجمه: راز خود را به نادان مسپار كه مبادا بلغزد و در اختيار داناى دورانديش نيز منه كه مبادا خيانت ورزد.
(٤٩)- مسلسل: اسم مفعول از ريشه سلسله. در اينجا بمعنى در زنجير كشيده و بهم پيوسته است.
(٥٠)-
|
خامشى به كه ضمير دل خويش ... |
قطعه بر وزن شماره ١٨ با قافيه مردف.
(٥١)- ضمير: در اينجا بمعنى راز و نهفته خاطر است.
(٥٢)- سليم: بمعنى شخص آرام و داراى طبع سالم است.
مفاد بيت دوم تمثلى است كه بصورتهاى ديگر در سخنان سعدى تاكنون ديدهايم و مراد بيت اول اين است كه نبايد راز خود بكسى بگوييم و آنگاه از وى بخواهيم كه او براى ديگران نقل نكند چه در اين صورت از ديگران چيزى را انتظار داشتهايم كه خود ما از عهده انجام آن برنيامدهايم.
(٥٣)-
|
سخنى در نهان نبايد گفت ... |
بيت بر وزن شماره ١ با قافيه مؤسس مردّف با رعايت دخيل.
مفاد بيت چنين است: سخنى كه ميخواهيم در انجمنها طرح نشود بكسى ولو در نهان نبايد بگوييم زيرا بنابر مثل عرب:
كلّ سرّ جاوز الاثنين شاع
ترجمه: هر رازى كه از ميان دو تن يا از ميان دو لب تجاوز كند شايع ميشود و در افواه مىافتد.