شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٥١ - حكايت«٩» يكى از ملوك عرب، رنجور بود در حالت پيرى
محل تصفيه است و در عقايد مسيحيان معادل است باeriotagrup . (رجوع شود به اعلام قرآن مقاله اصحاب اعراف).
مراد از دو بيت اين است:
نان جو در نظر شخص سير خوشآيند نيست با آنكه مطلوب و محبوب گرسنگان است.
مردم، از جهت ذوق يا از جهت نياز يا از جهت وضع زندگى متفاوتند. ممكن است چيزى در نظر يكى زشت باشد و ديگرى آنرا معشوق خود بداند چنانكه اعراف براى بهشتيان، دوزخ بشمار مىآيد و هرگز خواهان آن نيستند اما همين اعراف براى مردم دوزخ، همچون بهشت دوست داشتنى و آرزو كردنى است.
______________________________ (٢٥٥)-
|
فرق است ميان آنكه يارش در بر ... |
بيت بر وزن شماره ٥ با قافيه مطلق.
اين بيت ذوقافيتين است. قافيه اول آن «يارش» و «انتظارش» و قافيه دوم «دربر» و «بر در» ميباشد و دو لفظ، تقريبا مقلوب يكديگر است.
حكايت «٨» هرمز را گفتند وزيران پدر را چه خطا ديدى ...
(٢٥٦)- هرمز: مخفف هورمزد كه اصل آن اهورا مزدا است. چهار تن از پادشاهان ساسانى، هرمز نام داشتند و بيشتر توجه داستانسرايان به هرمز چهارم فرزند انوشيروان است كه در سال ٥٧٩ جلوس كرد و در سال ٥٩٠ ميلادى مقتول شد پادشاهى بدخوى بود و با وزيران پدر بدرفتارى ميكرد.
(٢٥٧)- بيكران: بىنهايت، بىحد.
(٢٥٨)-
|
از آن كز تو ترسد بترس اى حكيم ... |
قطعه بر وزن شماره ٣ با قافيه مقيّد.
(٢٥٩)- نبينى كه چون گربه ...: تقريبا ترجمه بيت عربى سعدى است كه در حكايت پادشاه و مرد بيگناه گذشت: (اذا يئس الانسان ... الخ).
(٢٦٠)- راعى: اسم فاعل بمعنى شبان است.
حكايت «٩» يكى از ملوك عرب، رنجور بود در حالت پيرى ...
(٢٦١)- رنجور: صفت است مركب از رنج و ادات ور.
\* قاعده راجع به ادات «ور»: هرگاه كلمهاى با دو حرف بىصداى ساكن ختم شود ور بصورت ور درمىآيد مانند: مزدور، دستور، رنجور.
(٢٦٢)- اميد از زندگانى قطع كرده: جمله وصفى است.