شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٤٥ - سبب تأليف گلستان
در مصراع دوم، عبارت «ز پس» با عبارت «ز پيش» تضاد دارد.
______________________________ (١٦٠)
|
عمر برف است و آفتاب تموز: |
در اين مصراع، تشبيه مركب بليغ بكار رفته و «واو» آن «واو» معيت است.
\* قاعده: تشبيه مركب آن است كه مشبه و مشبه به يا هردو، مركب از چند چيز باشد چنانكه در اين مثال، عمر به برف تشبيه شده در حالى كه آفتاب تموز بر آن بتابد. تشبيه بليغ آن است كه ادات تشبيه را در عبارت نياورند.
تموز: ماه دهم از ماههاى رومى است برابر با امرداد ماه فارسى.
ماههاى رومى كه از دومين ماه پاييز شروع ميشود عبارت است از: تشرين اول- تشرين دوم- كانون اول- كانون دوم- شبات (شباط)- آزار- نيسان- ايار- حريران- تموز- آب- ايلول.
اين شهور، امروز در ميان ملل عرب معمول است.
(١٦١)- اندكى ماند و خواجه ...
يعنى اندكى از عمر ماند و خواجه هنوز مغرور است.
خواجه: مركب ازatavohK (خواتا) از زبان پهلوى بمعنى «خدا» و «چه» ادات تصغير، بعضى هم آنرا از ريشه (خوا) در گويش اوستايى بمعنى خود و مجازا بمعنى صاحب شخصيت دانستهاند. در هندوستان، اسماعيليان را «خوجه» ميخوانند كه مخفف خواجه است.
متصديان حرمسرا (اندرون) را خواجهسرا بمعنى رئيس خانه ميناميدند و براى آنكه نسبت به آنان اطمينان بيشترى باشد آنها را خصى ميكردند. بتدريج لفظ سرا از خواجهسرا افتاده و خواجه بمعنى خصى هم بكار رفته و بر خواجگان لفظ تركى «آغا» اطلاق گرديده است.
غره: بكسر غين بمعنى فريفته و مغرور است.
(١٦٢)- اى تهىدست ...
تهى: بفتح و ضم اول، هردو ضبط شده بمعنى خالى است ولى تلفظ آن بضم اول با ريشه باستانى آن مناسبتر مينمايد.
بازار: در ريشه پهلوىracaV (واچار) و در فارسى باستانiracabA بوده است و برخى پنداشتهاند بازار مخفف «بازآر» (بازآور) است.
بازرگان: بمعنى تاجر بفتح «زاء»، مركب از «بازار» و پسوند «گان»، ادات اهليت ميباشد.
ترسمت پر نياورى دستار: در بعضى نسخ «ترسمت بازناورى دستار» آمده. دستار بمعنى دستمال است و در بيت با آوردن تهى و پر، صنعت تضاد پيدا شده است.
(١٦٣)- هركه مزروع خود بخورد بهخويد: