شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٤١١ - حكايت«٤٥» آوردهاند كه فقيهى دخترى داشت بغايت زشتروى
______________________________ (٥٥٩)- رغبت نمينمود: ميل نشان نميداد.
(٥٦٠)-
|
زشت باشد دبيقى و ديبا ... |
بيت بر وزن شماره ١ با قافيه مردف موصول.
اين بيت در يكى از مطايبات شيخ آمده است.
(٥٦١)- دبيقى: پارچه ابريشمى بوده است كه شايد اول دفعه بنابر نقل ياقوت در «دبقاء» مصر بافته ميشده و بيهقى از دبيقى بغدادى سخن گفته است.
(٥٦٢)- ضرير: نابينا. ضرير با ضرورت شبه اشتقاق دارد.
(٥٦٣)- سرنديب: نام فعلى جزيره سيلانnolyeC است. اين جزيره كه در جنوب شرقى هندوستان قرار دارد و فعلا از اعضاى «كامن ولث» ميباشد مساحتش ٠٠٠/ ٦٥ كيلومتر مربع است و در حدود ١٠ ميليون نفر بودايى و مسيحى و مسلمان و پيروان ودا در آن ساكنند.
مركز آن، كلمبو است. اين جزيره را برهماييان «لانكا» ميناميدند و يونانيان و روميان از آن بنام «تاپروبان» ياد كردهاند و در نزد دريانوردان و بازرگانان مسلمان، سرنديب ناميده شده است. اصل سرنديب سينهالاديپواavpidalahniS است.
جزء اول آن نام قبيله بزرگى است كه فعلا بنام سنهال و سنگال در قسمت معظمى از اين سرزمين سكنى دارد. و جزء دوم آن بمعنى خداست. ياقوت مينويسد: «ديپ به لغت هندى بمعنى جزيره است ولى معنى سرن را نميدانم». در داستانهاى قديم هند ضمن افسانه «رامايانا» از اين سرزمين گفتگو ميشود زيرا «راما» بجستجوى زوجه خود «سيتا» به سرزمين لانكا سفر ميكند. همچنين از نخستين پادشاه «سنهالها» كه ويجابا نام داشته داستانهاى بسيار نقل شده است. در قصص اسلامى روايتى است كه بموجب آن آدم از بهشت به جزيره سرنديب هبوط كرده و در شمال اين جزيره كوهى است بنام قله آدم و ميان هندوستان و اين جزيره تنگهاى است كه هماكنون «پل آدم» ناميده ميشود.
گويا اين نام در قرن هفتم ميلادى بوسيله اعراب و مصريان مسلمان تعيين شده باشد. سيلان مأخوذ از زيلان نام پرتقالى اين سرزمين است.
(٥٦٤)- علاج كردن: بكسر عين يعنى چاره كردن. علاج، مصدر دوم باب مفاعله است.
(٥٦٥)- طلاق گويد: گفتن طلاق يعنى بر زبان آوردن صيغه طلاق كه شرعا موجب جدايى زن و شوهر است.
(٥٦٦)-
|
شوى زن زشتروى، نابينا به: |
مصراع با وزن شماره ٥
شوى: از ريشه پهلوى است و شوهر ممكن است به قياس پدر و دختر، ساخته شده باشد يا از ريشه اوستايىakardahshK (خشادراكا) مأخوذ باشد زيرا «خشادرا» بمعنى تخم است.