شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٩٦ - ١٨ - مراعاة النظير
است و اين نوع تفنن در گلستان فراوان است. مثال: گردش زمان عيش ربيعش را به طيش خريف مبدل نكند.
مثال ديگر: رحم آوردن بر بدان، ستم است بر نيكان و عفو كردن از ظالمان، جور است بر درويشان.
صنعت تضاد) es ?ehtitnA (كه در ادب اروپايى معمول است، استنتاج مطلبى است از ضد آن و اينگونه استنتاج هم در گلستان سعدى بسيار بچشم ميخورد چنانكه شيخ از ديدن كسى كه پاى ندارد حسرت نداشتن موزه را از ياد ميبرد.
نوعى ديگر از مطابقه مورد توجه ادبا است و آنچنان است كه نويسنده دو امر را با هم مقايسه ميكند و به ضرورت اجتماع يا افتراق آنها حكم ميدهد. مثال: استعداد بىتربيت، دريغ است و تربيت نامستعد، ضايع.
١٤- كلام جامع:
يا اسلوب الحكيم) emsirohpA (كلام جامع، سخنى كوتاه يا بيتى است كه حكمتى را بيان كند و اين دست سخن، شايسته مقام سعدى است. مثال:
|
زبان بريده به كنجى نشسته صم بكم |
به از كسى كه نباشد زبانش اندر حكم |
|
مثال ديگر: هركس آن كند كه نبايد، آن بيند كه نشايد.
١٥- ارسال المثل:
)ebrevorP(
درج مثلى است در يك مصراع و اگر در يك بيت دو مثل درج شود ارسال المثلين بوجود مىآيد. مثال ارسال المثل:
|
بزرگى بايدت بخشندگى كن |
كه دانه تا نيفشانى نرويد |
|
مثال ارسال المثلين:
|
نصيحت همه عالم چو باد در قفس است |
بگوش مردم نادان چو آب در غربال |
|
١٦- حسن التعليل:
)tnemenosiar ed esseniF(
و آنچنان است كه اديب براى واقعه يا حكمى علّتى لطيف بياورد. مثال:
|
قادرى بر هرچه ميخواهى بجز آزار من |
زانكه گر شمشير بر فرقم نهى آزار نيست |
|
(در اين بيت علاوهبر حسن تعليل، مدح با مطلبى شبيه به ذم، تأكيد شده است).
١٧- اشتقاق:
اشتقاق عبارت از آن است كه در يك يا دو قرينه متوالى، الفاظى متشابه الحروف يا همريشه بياورند. مثال از سلمان ساوجى:
|
صفاى صفوت رويت صفات گلستان دارد |
هواى جنت كويت حيات جاودان دارد |
|
مثال از سعدى: عاشقان كشتگان معشوقند.
مثال ديگر از سعدى: صفوت آدميان ... محمد مصطفى.
١٨- مراعاة النظير:
)eigolanA(
آوردن الفاظ متناسب المعنى در قرينهها يا بيتهاى متوالى است چنانكه نام برخى از مقامات موسيقى در اين قطعه گلستان آمده: