شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٨ - قسمت چهارم - پيروى از سبك گلستان
مراعاة النظير و درج و اقتباس بكار رفته كه از هريك از آنها خلال شرح گلستان گفتگو خواهد شد. گاهى سخن شيخ چنان موزون و آهنگدار است كه جمله نثر آن بصورت مصراع كامل درمىآيد يا با حذف و اضافه يك سبب عروضى، مصراعى ميشود. مثال:
|
«هركه دست از جان بشويد هرچه در دل دارد بگويد» |
جمله اول مصراع كامل است و جمله دوم فقط يك سبب اضافه دارد.
بطور كلى بايد گفت سبك سعدى سهل و ممتنع است چه همهكس در بادى نظر تصور ميكند كه ميتواند به شيوه سعدى تحرير و تقرير كند زيرا مطالب را با كمال سهولت و آسانى دريافته است اما همينكه قلم بدست ميگيرد و قصد تقليد در سر ميپرورد بزودى عجز و ناتوانى خويش را درمييابد يا قلم از دست فرومىهلد يا آنكه بقصد جوابگويى به خواهش دل خويش قدمى چند در پشتسر شيخ راه ميپيمايد و بهمين راضى است كه اگر به منزل نرسد در راه سر منزل معشوق بميرد و نامش در دفتر كشتگان عشق به سعدى ثبت شود. اين است كه عدهاى از نگارش گلستان شايد با همين قصد پيروى كردهاند ولى همگى دانستهاند كه تنها گلستان، گلستان است.
قسمت چهارم- پيروى از سبك گلستان:
چنانكه شيخ اجل در ديباچه گلستان گفته: نگارش اين كتاب در مدتى اندك صورت پذيرفته است. در اوئل ارديبهشت ماه جلالى هنگاميكه با دوست خود سرگرم به تفرج بوستان است يا همان روز كه از تفرج بازگشته و ملال عزلت ديرين را در صحرا فروهشته است قلم بدست گرفته و در حدود دو فصل از كتاب را بصورت بياض درآورده است و هنوز ايام گل سپرى نشده كه كتاب گلستان بپايان رسيده و بنابراين، اين كتاب پرعظمت و باشكوه در ظرف دو ماه از قلم فياض شيخ برون تراويده است. بيگمان وقايع و داستانها و انديشههاى آن، حاصل سالها تجربه و سير و سياحت است اما بهم پيوستن آن داستانها با حفظ همآهنگى ميان وقايع و رعايت تناسب نثر و نظم و پرداختن كلماتى خوشآهنگ و دلنواز و ملاحظه مقام اطناب و ايجاز كه در مدتى اندك همه بحاصل آمده چيزى شبيه به اعجاز مىنمايد. برخى نگارش باب پنجم و باب ششم گلستان را مناسب با مقام زهد شيخ ندانستهاند لكن اگر عبارات آخر اين كتاب مستطاب را بخوانيم درمييابيم كه سعدى طبعى لطيف و مردمشناس داشته و ميدانسته است كه درج دو باب هزل در ميان شش باب حكمت و اخلاق مايه تنشيط خاطر خواننده ميشود و ناظر در اين كتاب پس از ديدن چهار باب حكمت و اندرز با مطالعه دو باب، خستگى ميگيرد و براى تحقيق و دقت بيشترى در مطالب باب هفتم و باب هشتم كه ام الكتاب گلستان است آمادهتر ميشود. اين شيوه ادبى را جاحظ در رسائل عربى خويش بكار برده و بسيار مطبوع افتاده است. همچنين اريستوفان، درج بسيارى از هزل و بذلهگويى را در ميان