شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٧٧ - حكايت«٢٠» لقمان را گفتند ادب از كه آموختى
سى لحن را به «باربد» موسيقىدان زمان خسرو پرويز نسبت دادهاند اما پيش از خسرو پرويز هم در ايران سرود و موسيقى اهميتى بسزا داشته و بهرام گور عدهاى از نوازندگان هندى را به ايران آورده است. نغمههاى زمان ساسانى برحسب روزهاى هفته و ماه و سال مشتمل بر هفت خسروانى و سى لحن و سيصد و شصت دستان بوده است كه در ديوان منوچهرى و شعراى ديگر جداجدا از آنها نامبرده شده است و نظامى گنجوى نامهاى سى لحن را منظوم ساخته و صاحب برهان قاطع با اندك تغييرى آنها را به ترتيب الفباء به اين قرار بيان كرده است:
١- آرايش خورشيد يا آرايش جهان. ٢- آيين جمشيد ٣- اورنگى ٤- باغ شيرين ٥- تخت طاقديسى ٦- حقه كاووس ٧- راح روح ٨- رامش جان يا رامش جهان ٩- سبز در سبز ١٠- سروستان ١١- سرو سهى ١٢- شادروان مرواريد ١٣- شبديز ١٤- شب فرخ يا فرخشب ١٥- قفل رومى ١٦- گنج بادآور ١٧- گنج كاو يا گنج كاووس ١٨- گنج سوخته ١٩- كين ايرج ٢٠- كين سياوش ٢١- ماه بر كوهان ٢٢- مشكدانه ٢٣- مرواى نيك ٢٤- مشكمالى ٢٥- مهربانى يا مهرگانى ٢٦- ناقوسى ٢٧- نوبهارى ٢٨- نوشينباده يا باده نوشين ٢٩- نيمروز ٣٠- نخجيرگانى.
نظامى در كتاب خسرو و شيرين، سه نام از اين لحنها را كه آيين جمشيد و راح روح و نوبهارى باشد نياورده اما چهار نام ديگر كه ساز نوروز و غنچه كبك درى و فرخروز و كيخسروى باشد آورده است و چون براى هريك، بيتى فرموده بنابر آن ميبايد كه سى و يك لحن باشد حال آنكه سى لحن مشهور است. در ديوانهاى ديگر، نامهاى زير هم آمده است و معلوم نيست كه اين نامها لحن است يا دستان:
نوروزى- ماخور (ماهور)- اپرين (آفرين)- خسروانى- ماذرستانى- شيشم- اورامن- لاسكوى و غيره.
حكايت «٢٠» لقمان را گفتند ادب از كه آموختى ....
______________________________ (٢٤٩)- از بىادبان: نظير از نهج البلاغه:
كفاك ادبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غيرك ترجمه: براى ادب شدن، ترا همين كافى است كه از آنچه از ديگران نميپسندى خود اجتناب ورزى.
نظير از قابوسنامه باب ششم: دانش نيز از نادان ببايد آموخت از بهر آنكه هرگاه به چشم دل در نادان نگرى و بصارت عقل بر وى گمارى آنچه ترا از وى ناپسند آيد دانى كه نبايد كرد.
(٢٥٠)-
|
نگويند از سر بازيچه حرفى ... |
قطعه بر وزن شماره ٧ با قافيه مردف.
(٢٥١)- بازيچه: مركب از بازى به اضافه چه، ادات تصغير، وسيله بازى و مسخره.