شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٤٩٧ - حكايت«٥» جالينوس، ابلهى را ديد
______________________________ (١٨)- ملاحده: بيدينان. جمع ملحد و آنها را زنادقه (جمع زنديق) نيز مينامند
\* قاعده راجع به جمع بر وزن فعالله: در عربى، بيشتر در مورد الفاظى است كه بعنوان علم جنس استعمال ميشود مخصوصا هرگاه آن لفظ، ريشه عربى نداشته باشد.
مانند: فراعنه، قياصره، اكاسره.
(١٩)- با او به حجت برنيامد: نتوانست با استدلال در برابر وى مقاومت كند.
(٢٠)- سپر انداختن: نمودارى از مغلوب گرديدن و تسليم شدن است.
(٢١)- مرا شنيدن كفر او به چه كار آيد: اشاره است به نهى قرآنى:
إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ
آيه ١٤ از سوره نسا. ترجمه: با كسانى كه بشنويد كه آيات خدا را بسخريه ميگيرند و در باره آن كفر ميگويند نشست و برخاست مكنيد.
(٢٢)-
|
آنكس كه به قرآن و خبر زو نرهى ... |
بيت بر وزن شماره ٥ با قافيه موصول.
(٢٣)- خبر: در اصطلاح علم درايه، گفتار و كردار پيغمبر است.
حكايت «٥» جالينوس، ابلهى را ديد ...
(٢٤)- جالينوس: گاليانوس. پزشك يونانى (١٣١ تا ٢١٠ ميلادى)، وى در علم تشريح، اكتشافاتى دارد و گفتارهايى در عربى و فارسى به او منسوب است. در منطق، شكل چهارم قياس اقترانى را شكل جالينوسى ميگويند. در اين شكل، حد اوسط براى صغرى، موضوع و براى كبرى، محمول است و درست عكس شكل اول ميباشد.
(٢٥)-
|
دو عاقل را نباشد كين و پيكار ... |
مثنوى بر وزن شماره ٧.
(٢٦)- سبكبار: در اينجا بمعنى سبك عقل است.
(٢٧)- دو صاحبدل نگهدارند مويى: به گفته آقاى دكتر زرينكوب، گفتار معاويه را بياد مىآورد كه عقد الفريد ضمن فضايل معاويه نقل كرده است با اين عبارت:
لو انّ بينى و بين النّاس شعرة ما انقطعت ترجمه: اگر ميان من و مردم مويى باشد بريده نميشود ... از وى تفصيل خواستند گفت: چون مردم آن مو را بكشند من سست ميگيرم و چون آنها سست گيرند من سخت ميكشم.
(٢٨)- هميدون: هم آن زمان ريشه پهلوى ايدون،n ?otE و اوستايى آن،tnavat ?eA است، بمعنى اينچنين، اينگونه.
مفاد شعر اين است كه: دو خصم اگر هردو عاقل باشند يا يكى جاهل و سركش و