شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٧٧ - (٣) دو كس رنج بيهوده بردند و سعى بيفايده كردند
______________________________ (١٦)- موفق: اسم مفعول از مصدر توفيق بمعنى سازگار آمده. صفت كسى است كه وسايل سعادت را خدا براى او فراهم آورد.
(١٧)- انعام: بكسر اول بمعنى نعمت دادن.
(١٨)- معطل: اسم مفعول از تعطيل بمعنى بيكاره و بيفايده. مصدر مجرد آن عطلة است.
(١٩)-
|
منت منه كه خدمت سلطان همىكنى .... |
مفاد اين بيت چنين است:
گماشته شدن به خدمت سلطان، خودمايه افتخار و منتپذيرى است و شخص نبايد از باب خدمتى كه سلطان يا جامعه بر عهده او ميگذارد بر سلطان يا اجتماع منت گذارد.
(٣) دو كس رنج بيهوده بردند و سعى بيفايده كردند ...
(٢٠)- دو كس رنج ....: در اين عبارت، صنعت جمع و تقسيم بكار رفته است.
در امثال عرب آمده است.
العلم بلا عمل كالسّحاب بلا مطر و كالشّجر بلا ثمر و كالقوس بلا وتر
ترجمه: دانش بىكردار، همچون ابر بىباران و درخت بىبار و كمان بىزه است.
(٢١)-
|
علم چندانكه بيشتر خوانى .... |
مثنوى بر وزن شماره ١.
(٢٢)- محقق: اسم فاعل از باب تفعيل بمعنى تحقيقكننده و جوينده حقيقت و اهل تحقيق. برخى گفتهاند مراد از محقق در اين بيت، عالم به علوم عرفانى و باطنى است و مراد از دانشمند، عالم به علوم ظاهرى ميباشد. در سخن اديبان، دانشمند در معنى فقيه بكار رفته و دور نيست كه شيخ اجل از محقق، فيلسوف يا عارف اراده كرده و مقصود وى از دانشمند، فقيه باشد. بهرحال (نه محقق بود نه دانشمند) مسند است براى چهارپايى.
(٢٣)- بر او كتابى چند: جمله وصفى است با حذف رابط.
(٢٤)- چند: از مبهمات است و بعنوان صفت براى كتاب، بكار رفته است.
بيت اشاره دارد به آيه ٤ از سوره جمعه:
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
ترجمه: حال كسانى كه حامل توراتند، يعنى كتاب تورات را در دست دارند و عمل به آنرا قبول نكردهاند مانند حال خرى است كه كتابهايى چند حمل كند.
(٢٥)- آن تهىمغز: مراد از آن تهىمغز، چهارپا است.
(٢٦)- دفتر: فعلا لفظ عربى بحساب مىآيد. جمع آن دفاتر است. در واقع همريشه است با دوپى بمعنى نوشتن و از اصل آرامى يا سومرى است ولى برخى آنرا از