شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٣٤ - حكايت«٢٠» جدال سعدى با مدعى در بيان توانگرى و درويشى
______________________________ (٢٦٩)-
|
اگر ژاله هرقطرهاى درشدى ... |
بيت بر وزن شماره ٣ با قافيه مطلق مردّف.
قدما چنان تصور ميكردند كه قطره باران نيسان چون در درون صدف كه بروى آب مىآيد جاى گيرد به در مبدل ميشود بنابراين، اين خاصيت شامل هرقطره ژاله نيست.
(٢٧٠)- خرمهره: مهره درشت كمبهايى است كه در گردن خر كنند.
(٢٧١)- كم توانگران گيرد: كم، در اينجا ممكن است بمعنى مقدار اندك باشد و بر قناعت دلالت كند همچنين ممكن است «كم توانگران گرفتن»، بمعنى بهيچ شمردن توانگر و هيچ نستاندن از او باشد.
(٢٧٢)- وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ: آيه ٣ از سوره طلاق.
ترجمه: «كسى كه به خدا توكل كند، خدا براى او كافى است».
(٢٧٣)- بلى: حرف جواب عربى كه در فارسى معمول شده و عرب آنرا با الف مقصور تلفظ ميكند و در جواب سؤال منفى بكار ميبرد. بنابراين «بلى» در عربى معادل است با «چرا» در زبان معمول فارسى.
اما در اينجا «بلى» بعنوان كلمه افتتاح يا كلمه تأييدى است بمعنى آرى. در بعضى نسخهها بجاى «بلى»، «نعم» آمده كه حرف جواب عربى است و كمتر در مكالمات فارسى بكار ميرود.
(٢٧٤)- قاصرهمت: كوتاههمت.
(٢٧٥)- كافرنعمت: ناسپاس نسبت به نعمت. اگر بصورت تركيبى خوانده شود بهتر است و با اضافه هم روا است.
(٢٧٦)- طوفان: لفظ عربى است بمعنى باد شديد كه آب دريا و ريگ بيابان را به جنبش درآورد و ممكن است از «تفائون» نام يكى از شياطين يونان مأخوذ باشد. (رجوع شود به اعلام قرآن مجيد مقاله نوح).
(٢٧٧)-
|
گر از نيستى ديگرى شد هلاك ... |
بيت بر وزن شماره ٣ با قافيه مردف.
(٢٧٨)- مرا هست: يعنى وسايل زندگى براى من موجود است. هست در مقابل نيستى مذكور در مصراع اول كه بمعنى فقر و بينوايى است بكار رفته.
(٢٧٩)- بط: با تشديد طاء بمعنى مرغابى.
(٢٨٠)-
|
و راكبات نياق فى هوادجها |
وزن شماره ١٢
ترجمه: بسا زنان شترسوار كه در هودجها (كجاوهها) جا گرفتهاند و به كسى