شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٦٨ - حكايت«١٧» عابدى را پادشاهى طلب كرد
حكايت «١٧» عابدى را پادشاهى طلب كرد ...
______________________________ (١٨٥)- طلب كردن: بمعنى خواستن.
\* قاعده راجع به مصدر: چند مصدر عربى است كه ادات مصدرى فارسى (يدن) به آن افزوده ميشود و وجههاى مختلف را از آنها ميسازند. از قبيل: طلبيدن، فهميدن، رقصيدن، كه امر آنها ميشود: بطلب، بفهم، برقص. لكن اينگونه استعمال، فصيح نيست و بهتر اين است كه به پيروى از سعدى طلب كردن و فهم كردن و رقص كردن در عبارات بكار رود. سعدى خود، مطلب (فعل نهى) بكار برده است.
(١٨٦)- مگر: در اينجا قيد ترديد است بمعنى شايد.
(١٨٧)- زيادت: مصدر بمعنى فاعل است و معنيش، افزون و زائد ميباشد.
(١٨٨)-
|
آنكه چون پسته ديدمش همه مغز ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف.
(١٨٩)- پسته: ميوه خشكى است معروف عربى آن «فستق» است و ريشه آرامى آن، «فستقا» بكسر فاء است كه در زبان يونانى وارد شده و از آن زبان به زبانهاى ديگر نقل گرديده، در يونانnoikatsiP و در فرانسهehcatsiP ناميده ميشود.
(١٩٠)- مغز در اوستاagzaM و در پهلوىgzaM بوده و با قلب و تبديل گاف به غين، بصورت مغز درآمده. هم ماده عصبى درون جمجمه است و هم مادهاى در درون پوسته ميوه.
(١٩١)- روى بر مخلوق: عبارتى است مركب و صفت است براى پارسايان.
(١٩٢)- نماز. از ريشه ايران باستانman بمعنى خم شدن و تعظيم كردن است و در پهلوىcaman و در پازندhzaman است و نزديكترين لهجه به تلفظ كنونى، لفظ هندى باستان آنzaman ميباشد. معنى اصلى نماز، دعا و تعظيم و خدمت است. همچنانكه لفظ عربى آن (صلوة) در لغت بمعنى مطلق دعا است، دعاهاى مرتبى كه روزانه يا در روزهاى مخصوص اهل مذاهب مختلف ميخوانند و همچنين عبادت خاص مسلمانان كه مركب از حركات و ذكرهاى مخصوص است، نماز ناميده ميشود.
مفاد شعر چنين است: كسى را كه مانند پسته يكسره مغز ميپنداشتم و او را خير محض تصور ميكردم، پس از آزمايش معلوم شد كه مانند پياز پوست بر پوست است و مغزى ندارد.
پارسايى كه روى حاجت به مخلوق آورد و حاجت خويش تنها به خدا عرضه ندارد مانند كسى است كه پشت بر قبله، نماز ميكند. همچنانكه نمازى كه روبروى قبله انجام نشود باطل است، اعمال اين نوع مردم هم ارزشى ندارد.
(١٩٣)-
|
چون بنده خداى خويش داند ... |
بيت بر وزن شماره ٧ با قافيه مردف موصول.