شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٥٤ - سبب تأليف گلستان
در زبان فرانسه و انگليسىedaelP مينامند و در داستانهاى" يونانىedaelP نام هفت اختر بوده كه به رنج مرگ پدر دچار شدهاند و يكديگر را كشتهاند و آنگاه تغيير صورت داده و بشكل هفت ستاره درآمدهاند. اروپاييان بر ٧ شاعر معروف كه در زمان بطلميوسيان ميزيستهاند اين نام را دادهاند و انجمن شاعران و مردان نامى را هم بنامedaelP نامگذارى ميكنند.
حافظ گويد:
|
آسمان گو مفروش اين عظمت كاندر عشق |
خرمن مه به جوى، خوشه پروين به دو جو |
|
همچنين شاعرى به «ثور» كه صورت ثريا بر كوهان آن است اشاره كرده و گفته است:
|
گاوى است در آسمان و نامش پروين |
گاو دگرى نهفته در زير زمين |
|
|
چشم خردت گشاى چون اهل يقين |
زير و زبر دو گاو، مشتى خر بين |
|
عقد: بمعنى گردنبند است و ستارههايى كه در صورت ثريا هستند تقريبا گردنبندى را تشكيل ميدهند. پروين، در اوستاinieayrivaP مانند لفظ اروپايى آن بصورت جمع آمده و ثريا هم در زبان عربى بمعنى (چهل چراغ) جمع است و واحد آن «ثرياة» است. مراد، تشبيه شكوفه هاى تاك به گردنبند ثريا است.
______________________________ (٢٣٣)- تاك: گويا مراد سعدى از تاك، مطلق درخت باشد نه درخت رز و انتخاب اين لفظ هم براى هم سجعى با خاك بوده است، زيرا در ارديبهشت ماه بر درخت رز، خوشههاى درخشان انگور كه قابل تشبيه به عقد ثريا باشد، آويخته نيست.
ميتوان گفت در اين بيت رودكى هم، تاك به معنى درخت آمده است:
|
تاك رز بينى شده دينارگون |
پرنيان سبز او زنگارگون |
|
(٢٣٤)-
|
روضة ماء نهرها سلسال ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف.
ترجمه: باغى است كه آب نهر آن گوارا است و در آنجا درخت بزرگ ستبر و سايهدارى است كه بانگ پرندگان آن، خوشآهنگ و خوشنوا است.
روضه: به معنى باغ و جمع آن رياض است و روضه رضوان، بر بهشت اطلاق ميگردد.
(٢٣٥)- سلسال: و سلاسل، بمعنى آب گوارا و باده خوشنوش است.
(٢٣٦)- دوحه: درخت بزرگ و سايهدار است.
(٢٣٧)- سجع: آهنگ كبوتران و مطلق آواز پرندگان است.
(٢٣٨)-
|
آن پر از لالههاى رنگارنگ ... |
در اين بيت و بيت گذشته، صنعت لفونشر بكار رفته است. (ر ك مقدمه ص ٩٥).
(٢٣٩)- بوقلمون: معنى اصليش جانورى است از جنس چلپاسه كه آنرا آفتاب پرست و سوسمار هفترنگ نيز مينامند و در زبان اروپايى كاملئون (خامائيلئون) به معنى