شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٥٣ - سبب تأليف گلستان
فروردين واقع بود. در تقويم جلالى نوروز ثابت گرديد و اولين روز حمل، نخستين روز سال برگزيده شد. توضيح آنكه سال شمسى را معمولا ٣٦٥ روز ميگرفتهاند و سال شمسى مركب بود از ١٢ ماه سىروزه و ٥ روز اضافى كه «خمسه مسترقه» (پنجه دزديده) مىناميدند.
اما سال شمسى واقعى ٣٦٥ روز و ٦ ساعت و ٤٩ دقيقه و ٥١ ثانيه است. در تقويم جلالى، كبيسه، بطور كامل به حساب آمده بقسمى كه تقويم جلالى كه حقا بايد آنرا تقويم خيام ناميد از نظر ارزش رياضى و نجومى بر تقويم «گرگوارى» رجحان دارد. حساب اين تقويم بسيار نزديك به محاسبات جديد است.
نكته سوم: تا ١١ فروردين سال ١٣٠٤، ماههاى معمول در ايران، شهور قمرى بود و فقط سال شمسى را در حساب خراج و امور مالى بكار ميبردند. از آن تاريخ ببعد ماههاى شمسى (فروردين- ارديبهشت- خرداد ... الخ) رسمى شد.
______________________________ (٢٢١)- جلالى: منسوب به جلال الدين ملكشاه سلجوقى.
(٢٢٢)- منابر: جمع منبر. اصل اين لفظ حبشى است.
(٢٢٣)- قضبان: بضم قاف، جمع قضيب به معنى شاخههاى ستبر و مطلق شاخهها است.
(در بعضى از نسخ، «اغصان» جمع غصن بمعنى شاخهها آمده ولى انتخاب قضبان مناسبتر است تا با غضبان كه مقطع بيت ديگر است جناس لفظ داشته باشد).
(٢٢٤)- لآلى: جمع لؤلؤ، مرواريدها.
(٢٢٥)- عذار: با كسر عين، موى بالاى پيشانى و موى چهره است و به معنى چهره هم آمده.
(٢٢٦)- شاهد: لفظ مشترك است داراى دو معنى: يكى گواه و ديگر شخص زيبارو.
در اينجا معنى دوم مراد است.
(٢٢٧)- غضبان: بفتح غين، صفت مشبهه به معنى خشمگين.
مفاد بيت دوم، تشبيه شبنمى كه بر گل سرخ اوفتاده و قطرههاى عرقى كه بر چهره زيباروى خشمگين پيدا شده، به مرواريد است.
(٢٢٨)- مبيت: مصدر ميمى بمعنى بيتوته (شب را در جايى بسر بردن) است.
(٢٢٩)- سردرهم: صفت مركب و مسند است و رابط آن به قرينه حذف شده.
(٢٣٠)- گفتى: در اينجا كلمه تشبيه است.
(٢٣١)- مينا: لعاب شيشه مانند است كه روى كاشى را با آن ميپوشانند و آبىرنگ است. گويا باoniM كه به معنى زمرد و آسمان و بهشت است همريشه باشد. مينا به معنى شيشه هم آمده.
مفهوم جمله: خرده گياهان، خاك را بدانسان كرده كه گويى خرده مينا بر آن ريخته.
(٢٣٢)- عقد ثريا: ثريا، ستاره پروين است و آن صورتى است بر كوهان «ثور» كه آنرا