شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٤٠ - (١٠٢) آنرا كه گوش ارادت، گران آفريدهاند
(١٠١) نيكبختان به حكايت و امثال پيشينيان پند گيرند ...
______________________________ (٥٠٦)- پيشينيان: مركب است از پيش و ياء و نون نسبت كه صفت ساخته است و بمعنى زمان پيش با عنوان موصوف بودن بكار رفته آنگاه به اين اعتبار، ياء نسبت به آن ملحق گرديده و با الف و نون، بصورت جمع درآمده و اين تركيب در معنى قدما (مردم و حكيمان قديم) استعمال شده است، اما مفرد آن (پيشينى) بكار نميرود و پيشين، بمعنى قديم و سابق الذكر است و معنى قديم براى شخص، استعمال نميشود و نماز پيشين، نماز ظهر است.
(٥٠٧)- پسينيان: جمع پسين بمعنى پسترين است و پسينيان بمعنى آيندگان آمده است (آنچه درباره پيشينيان گفته شد، نسبت به پسينيان هم صادق است جز آنكه پسين بمعنى هنگام عصر هم استعمال ميشود). پسينيان با پيشينيان جناس خط و تضاد دارد.
(٥٠٨)- دست كوته نكنند: مراد از دست كوتاه كردن در فقره اول، دست برداشتن و ترك كردن است و در فقره دوم، بمعنى دست بريدن آمده است. مراد سعدى اين است كه نيكبختان از تاريخ و حال گذشتگان عبرت ميگيرند اما بدبختان تا شكنجه نبينند، دست از فساد بازنميدارند و در بليتى مىافتند كه حالشان عبرت آيندگان خواهد شد چنانكه دزد وقتى، شايد دست از دزدى بردارد كه دست او را بعلت دزدى بريده باشند.
(٥٠٩)-
|
نرود مرغ سوى دانه فراز .... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مقيد.
شيخ اجل در بيت اول، مقدمه تمثيلى آورده و از مفهوم موافق آن در بيت دوم، نتيجهگيرى كرده است. با اين بيان اگر مرغى، مرغ ديگرى را بسته دام بيند، در آن زمان به دانه و دام نزديك نميشود، پس بطريق اولى، آدمى كه موجود خردمند است بايد از حال ديگران عبرت گيرد و خود مايه عبرت ديگران نشود.
(١٠٢) آنرا كه گوش ارادت، گران آفريدهاند ...
(٥١٠)- آنرا كه گوش ارادت ...: مراد سعدى از اين عبارت مسجوع آن است كه برخى را در ازل شقى آفريدهاند و گوش آنان سنگين است:
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ آيه ٦ از سوره بقره. ترجمه: «خداوند بر دلها و گوش آنان مهر نهاده است». عدهاى هم بالفطره، سعيد هستند و كمند سعادت، آنان را به راه فلاح ميكشاند.
(٥١١)-
|
شب تاريك دوستان خداى ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مقيد موصول.