شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٤٩ - (١١٧) حكيمى را پرسيدند كه چندين درخت نامور
ميخواهند اين كوتهدستى اضطرارى را بر توبه و پشيمانى و اصلاح نفس حمل كنند. شيخ اجل اين معنى را با بيانى روشنتر در يكى از مقطعات صاحبيه آورده است:
|
چه سود از دزدى آنگه توبه كردن |
كه نتوانى كمند انداخت بر كاخ |
|
|
بلند از ميوه گو كوتاه كن دست |
كه كوته خود ندارد دست بر شاخ |
|
______________________________ (٥٥٩)-
|
جوان گوشهنشين شيرمرد راه خداست .... |
بيت بر وزن شماره ١٢ با قافيه مردف به ردف مركب.
(٥٦٠)- گوشهنشين: مراد از گوشهنشينى در اينجا عزلت صوفيان است.
(٥٦١)-
|
جوان سخت ميبايد كه از شهوت بپرهيزد .. |
بيت بر وزن شماره ٤ با قافيه مردف موصول.
(٥٦٢)- آلت: با شهوت موازنه دارد و كنايه از آلت رجوليت است.
(١١٧) حكيمى را پرسيدند كه چندين درخت نامور ....
(٥٦٣)- حكيمى را پرسيدند ...: شيخ اجل از مثل آزادى سرو كه مشهور است تعبيرى لطيف ساخته. مرادش اين است كه درختان ديگر، در هنگام داشتن ميوه، مورد توجهاند و خوشى و تازگى دارند و در هنگام نداشتن ميوه، پژمرده و افسردهاند اما سرو، هميشه تازه است و بود و نبود ميوه در وضع آن اثرى ندارد. آزادگان هم چنينند و توانگرى و فقر و خوشى و ناخوشى براى آنان يكسان است. نه غم موجود دارند و نه پريشانى معدوم و اين، حقيقت آزادگى است.
(٥٦٤)- ثمر: مراد از ثمر، در اينجا ميوهاى است كه قابل خوردن باشد وگرنه سرو از نظر طبيعى داراى ميوه است.
(٥٦٥)-
|
بهرچه ميگذرد دل منه كه دجله بسى ... |
قطعه بر وزن شماره ١٢ با قافيه مردف.
(٥٦٦)- خليفه: مراد از خليفه كسى است كه بعنوان جانشينى پيغمبر اكرم بر كشورهاى اسلامى حكومت ميكرده جمع خليفه، خلفاء است. چهار طبقه خلفاء در تاريخ بر كشورهاى اسلامى حكومت كردند و آن طبقات عبارتند از: خلفاى راشدين. خلفاى اموى. خلفاى عباسى. خلفاى فاطمى. پادشاهان عثمانى هم، دعوى خلافت داشتهاند چون از زمان منصور عباسى، مركز خلافت، بغداد شده است مراد از خليفه در اينجا خليفه عباسى است. مفاد شعر اين است: بدنيا دل نبايد بست زيرا دنيا ثابت است و مردم آن گذرانند. چنانكه خليفهها مىآيند و ميروند و شط دجله در كنار بغداد، هميشه جارى است. چون فناى دنيا مسلم است، آدمى بايد اگر ثروت و مكنتى دارد مانند درخت خرما، خود را ثمربخش و صاحب كرم شناساند و اگر فاقد مال و مكنت و تمتعات دنيوى است، مانند سرو، هميشه آزاد و تازه يعنى خرم و خندان باشد.