شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٩٧ - حكايت«٣٢» شيادى گيسوان بافت يعنى كه علوى است
سيّد ميگوييم. علويان در قرن دوم هجرى توانستند در طبرستان تشكيل حكومت دهند و در اوايل قرن چهارم در طبرستان نفوذ بسيار يافتند ولى به دست زياريان (آل زيار) حكومتشان از ميان رفت. ايرانيان از صدر اسلام، تاكنون به خاندان على (ع) وفا دارند و فرزندان على و فاطمه دختر پيغمبر را حرمت ميدارند. در زمان سعدى نشان علويان بافتن گيسو بوده است.
______________________________ (٦٩٨)- قافله: لفظ عربى، جمع آن قوافل از مصدر قفول بمعنى بازگشتن است و قافله، كاروان ميباشد. كاروان، مركب است از «كار» به معنى جنگ و «وان» ادات نسبت.
(٦٩٩)- قصيده: منظومهاى است كه بيت اول آن مصرّع بوده و مصراعهاى جفت آن بيك قافيه باشد.
حداقل ابيات قصيده بين سيزده تا بيست بيت است و گاهى قصيده به دويست بيت و بيشتر برآيد. قصيده، داراى موضوع واحد است و ممكن است در وعظ و حكمت يا مدح يا هجا يا حماسه يا شكوى يا رثا سروده شود. (رجوع شود به گفتار ششم از مقدمه).
(٧٠٠)- نوازش: اسم مصدر از نواختن كه معنى اصلى آن دست كشيدن بر چيزى و كار كردن با آلات موسيقى است. ريشه هندى آن مركب است از «نى» ادات نفى و «واچ» گفتار نابجا.
(٧٠١)- عيد اضحى: عيد قربان است كه مقارن با روز دهم از ماه ذى الحجة الحرام است و زيارت خانه كعبه در آن روز با ترتيب مخصوص بعنوان حج، بر مستطيعان واجب است و يكى از احكام اين روز آن است كه حاجيان، گوسفند يا شتر يا گاو، قربانى ميكنند. اصل آن، اضحيه به معنى قربانى است. ذبح حيوان در اين روز به يادبود آن است كه حضرت ابراهيم خليل در خواب ديد فرزند خود را در راه حق سر ميبرد. خواست بموجب الهام رؤيا، عمل كند.
دست و پاى فرزند را بست و اسماعيل براى قربان شدن آماده شد. لكن قربانى انسان با فرمان حق به قربانى حيوان مبدل گرديد. در تورات و همچنين به عقيده بعضى از مفسران، اسحاق، ذبيح معرفى شده است.
(براى تفصيل و تحقيق مطلب رجوع شود به اعلام قرآن مجيد مقاله اسحاق و مقاله اسماعيل و مقاله ابراهيم).
(٧٠٢)- نصرانى: منسوب به ناصره. شهرى كه عيساى مسيح در آن مأمور به رسالت شد. پيرو مسيح را بمناسبت شهر ناصره، نصرانى مينامند و جمع نصرانى، نصارى است.
(٧٠٣)- انورى: حكيم اوحد الدين على بن اسحاق ابيوردى از شعراى قرن ششم هجرى و از مداحان سلطان سنجر سلجوقى است وى در سبك عراقى از مبتكران است و اصطلاحات فلسفه و نجوم را در قصايد خود بكار برده است و ازاينروى در ديوان وى، ابيات معقّد و مشكل بسيار يافت ميشود و در عين حال قصيدههاى روان و لطيف هم دارد. در علم نجوم همدست داشته و