شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥٧٦ - حكايت«٥» جوانى چست و لطيف، خندان و شيرينزبان، در حلقه عشرت ما بود
نظير ديگر: از اسدى:
|
به رفتن مرنجان چنان بارگى |
كه آرد گه كار بيچارگى |
|
|
ز يك روزه دو روزه ره ساختن |
به از اسب كشتن ز بس تاختى |
|
______________________________
(٣٢)-
|
اى كه مشتاق منزلى مشتاب .. |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف.
(٣٣)-
|
اسب تازى دوتك رود بشتاب: |
يعنى اسب عربى فقط ميتواند به اندازه دو تاخت با شتاب رود و پس از آن فروميماند.
(٣٤)- تك: تك و تگ، بمعنى دويدن و دو.
حكايت «٥» جوانى چست و لطيف، خندان و شيرينزبان، در حلقه عشرت ما بود ..
(٣٥)- چست: بضم اول از «ويچوديشن»nhsidociV پهلوى بمعنى جلد و چالاك و چابك.
(٣٦)- عشرت: بكسر اول، در لغت، بمعنى نوع خاصى از معاشرت و آميزش است و در معنى معمول فارسى آن مفهوم خوشى و خوشگذرانى مندرج ميباشد.
(٣٧)- لب از خنده فراهم: يعنى لبانش از خنده جمع و بسته نميشد.
(٣٨)- فرزندان خاسته: يعنى فرزندانى از او بوجود آمده.
(٣٩)- بيخ: بمعنى ريشه است.
اضافه بيخ به نشاط و اضافه گل به هوس، اضافه استعارى است.
(٤٠)-
|
ماذا الصّبى و الشّيب غيّر لمّتى |
وزن شماره ٢٩.
ترجمه: كودكى به چه كار مىآيد در حاليكه پيرى رنگ موى مرا تغيير داده است و تغيير روزگار، براى اعلام خطر و بيم، كافى است.
(٤١)- شيب: پيرى.
(٤٢)- لمّة: بضم اول، دسته موى.
(٤٣)- نذير: اعلام خطركننده، بيمدهنده.
(٤٤)-
|
چون پير شدى ز كودكى دست بدار ... |
بيت بر وزن شماره ٥ با قافيه مردف.
(٤٥)-
|
طرب نوجوان ز پير مجوى ... |
مثنوى بر وزن شماره ١.
(٤٦)-
|
كه دگر نايد آب رفته بجوى: |
اين مصراع بصورت ضرب المثل درآمده است.