شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٤٠ - تعليقات بر ديباچه گلستان
شخص و چيز كماهميت يا بىارزش، «ناچيز» است.
______________________________ (١٢٠)- و ليكن: صورت تغييريافته «و لكن» ميباشد كه بصورت، و ليك، ليك، ليكن، ولى، درمىآيد و حرف اضراب و استدراك است چه سياق سخن را تغيير ميدهد. شمس قيس رازى صاحب «المعجم» معتقد است كه «ولى» لفظى است فارسى و در اصل «وبيك» بوده اما اين قول درست نيست.
(١٢١)- اللّهمّ متّع المسلمين بطول حياته: خدايا مسلمانان را از طول عمر وى بهرهمند ساز.
راجع به اللهم در ادب عرب گفتگويى است. بعضى ميم مشدد را جانشين حرف ندا ميدانند. برخى ميگويند كه اللهم در اصل «يا الله امّ» بوده است يعنى اى خدا بما توجه كن.
عدهاى هم، ميم آنرا نشانى از لفظ عبرانى الوهم ميدانند. متّع و افعال معطوف ديگر كه در دعا آمده همه فعل امر است.
(١٢٢)- و ضاعف ثواب جميل حسناته: خدايا پاداش نيكيهاى او را دوچندان يا چندين برابر ساز.
(١٢٣)- و ارفع درجة اودّائه و ولاته: درجه دوستان و دوستارانش را بالا ببر.
«اوداء» جمع «وديد» و «ولاة» جمع «والى» بمعنى دوستدار است.
\* قاعده راجع به جمع فعيل: فعيل هرگاه مضاعف يا معتل اللام باشد جمع آن افعلاء ميشود مانند: اطباء، اوداء اغنياء، اقوياء و وزن فاعل از معتل اللام بر فعلة بضم فاء و فتح عين جمع بسته ميشود و حرف عله آن به الف مبدل ميگردد چنانكه جمع قاضى، قضاة و جمع والى، ولاة است.
(١٢٤)- و دمّر على اعدائه و شناته: دشمنان و خصمان او را هلاك گردان.
شناة، جمع شانى از شنئان (دشمن) است.
(١٢٥)- بما تلى فى القران من آياته: بحق آياتى كه در قرآن تلاوت ميشود.
(١٢٦)- اللّهمّ آمن بلده و احفظ ولده: خدايا كشور او را در امان بدار و فرزندش را از بدى نگهدار.
آمن بلده: مأخوذ است از گفتار حضرت ابراهيم كه قرآن مجيد به آن اشاره دارد:
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً
(١٢٧)-
|
لقد سعد الدّنيا به دام سعده |
و ايّده المولى بالوية النّصر |
|
وزن شماره ٢٨.
ترجمه: دنيا بوسيله او نيكبخت شد كه نيكبختى وى بر دوام باد- خداى او را با لواهاى پيروزى يارى كناد.
«الويه» جمع لواء.