شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٩٣ - ٤ - تشبيه \
مثال: «عصاره نايى بقدرت او شهد فايق [شده] و تخم خرمايى به يمن تربيتش نخل باسق [گشته].
گاهى ممكن است ترصيع با تجنيس همراه شود. اين قبيل تفنن در گلستان بكار نرفته است. مثال آن از گفته مولوى:
|
چون از او گشتى همهچيز از تو گشت |
چون از او گشتى همهچيز از تو گشت |
|
گشتن در يك مصراع بمعنى شدن و بودن و در مصراع ديگر بمعنى منصرف بودن و واپس رفتن است.
٣- مجاز:eimynot ?eM
مجاز، استعمال لفظ است به مناسبتى در معنيى كه براى آن وضع نشده است مناسبت ميان دو معنى را علاقه گويند چنانكه اگر «منت» كه بمعنى احسان است در معنى سپاس بكار رود استعمال آن در اين معنى مجازى است و علاقه آن سببيت است زيرا احسان موجب سپاسگزارى است. همچنين استعمال رود بجاى رودخانه مجاز لغوى است و علاقه ميان دو معنى علاقه ظرف و مظروف است. غالبا مناسبت ميان دو معنى، مشابهت و همانندگى است. چنانكه شير را در معنى مرد دلير و روباه را در معنى شخص ترسو و ضعيف بكار ميبرند و اين چنين مجاز، استعاره تحقيقيه) euqilobrepyH erohpat ?eM (ناميده ميشود و ارباب ادب ميگويند مجاز و تشبيه با هم تزويج كردهاند و از مزاوجت آن دو، استعاره تولد يافته است. غرض از استعاره تحقيقيه مبالغه يا اغراق است.
نوع ديگرى از مجاز بنام مجاز عقلى) noitcnojdA (معمول است و آن اسناد دادن امرى است به شخصى يا چيزى كه مسنداليه حقيقى نيست، مانند اسناد دادن ساختن بنايى به يكى از شاهان و مانند اسناد منزل پرداختن در اين بيت:
|
هركه آمد عمارتى نو ساخت |
رفت و منزل به ديگرى پرداخت |
|
٤- تشبيه:) nosiarapmoC (
تشبيه، در لغت بمعنى همانند كردن و در اصطلاح، مشاركت دادن امرى است با امر ديگر در صفتى از صفات خاصه امر دوم. در تشبيه، پنج چيز رعايت ميشود:
الف- مشبّه: آن امرى است كه آنرا تشبيه ميكنند.
ب- مشبّهبه: امرى است كه مشبهبه آن همانند ميشود.
ج- وجه شبه: آن صفتى است كه در مشبه و مشبهبه بحقيقت يا به ادعا مشترك است و مورد لحاظ قرار ميگيرد.
د- ادات تشبيه: كلمهاى است كه بر تشبيه دلالت دارد، از قبيل: «چون- گفتى- گويى- مانند». اگر ادات تشبيه در جمله نيايد تشبيه را تشبيه بليغ نامند.
ه- غرض از تشبيه: آن ستايش يا نكوهش يا روشن كردن مطلب و مانند آن است كه