شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٢٧ - تعليقات بر ديباچه گلستان
بالغ گرديده. تيرگى را با جمال خود برطرف ساخته. همه خصلتهاى او پسنديده است. بر او و خاندانش درود فرستيد.
على: بلندى مقام.
دجى: تيرگى.
خصال: جمع خصلة بفتح اول بمعنى صفات و صفتهاى پسنديده.
______________________________ (٤٩)- صلوا: فعل أمر حاضر از صلّى بصلى.
صلوا عليه و آله: اشاره است به آيه كريمه ١٥٥ از سوره أحزاب:
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً.
برحسب قواعد نحوى، بايد گفته شود: صلوا عليه و على آله. و همچنين بايد بگوييم صلى اللّه عليه و على آله زيرا عطف اسم ظاهر بر ضمير مجرور بدون اعاده جارّ، قياسى نيست. اما ذكر صلوات چنانكه هست «صل على محمد و آل محمد» درست است، زيرا در آن، اسم ظاهر بر اسم ظاهر، عطف شده است.
(٥٠)- كه هرگاه يكى از بندگان گنهكار پريشان روزگار ...
در اين جمله «كه» حرف ربط است و آنرا حرف بيانى و حرف مصدرى هم بايد ناميد مضمون خبر را بيان مىكند و بجاى جمله بعد از آن ميتوان مصدر گذاشت و در حقيقت تمام جملههاى بعدى براى عبارت «در خبر است» مسند اليه مىباشد.
\* قاعده: «هرگاه»، در موردى بكار ميرود كه وقوع واقعه بعد از آن مسلما تحقق يابد و تقريبا جانشين «اذا» در عربى است.
«بندگان» به دو وصف گنهكار و پريشان روزگار موصوف شدهاند. در فارسى هرگاه براى موصوف بخواهند چند صفت بياورند ممكن است صفات را با كسره اضافه بهم مرتبط كنند يا آنكه واو عطف در ميان آنها بياورند. آوردن واو عطف در موردى بهتر است كه هريك از صفات، جداگانه موردنظر باشد.
(٥١)- روزگار: در اصل پهلوى (روچكار) بوده است.
(٥٢)- دست انابت:
انابت: مصدر باب افعال و اجوف واوى است. معنى آن بازگشت به خدا است و از نظر مراحل سلوك، مرحلهاى است پس از توبه. اسم فاعل انابت (منيب) در زبان فارسى بكار رفته است.
\* قاعده: الفاظى كه در عربى با «تاء» مربوطه ختم ميشود در فارسى «تاء» مربوطه آنها غالبا بصورت «تاء» كشيده درمىآيد. مانند: اجابة، حضرة، كه در فارسى اجابت و حضرت نوشته ميشود. هرچه از دوره تقليد عرب دورتر ميشويم، «تاء» مربوطه عربى بصورتهاى «غير