شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٢٦ - تعليقات بر ديباچه گلستان
مضارع ميدهد.
عدهاى از اهل تسنن، از آل محمد در صلوات جزء نماز، ياد نميكنند و اين امر به اعتبار آن است كه ذكر زايد را در نماز جايز نميدانند و چون گفتن صلوات بر پيغمبر ناشى از كريمه قرآنى است و در آن از آل پيغمبر نام برده نشده، ياد كردن خاندان پيغمبر را در نماز، بدعت ميپنداريد لكن نزد ايشان هيچ منعى ندارد كه در كتابها و ذكرهاى استحبابى، از آل محمد ياد شود و اين امر بسى پسنديده و رافع تعصب است.
______________________________ (٤٤)-
|
شفيع مطاع نبىّ كريم |
وزن شماره ٢ با قافيه مردف.
شفيع: شفاعتكننده. جمع آن شفعاء.
مطاع: بضم اول، اسم مفعول از مصدر اطاعة بمعنى فرمانروا.
نبى: پيغمبر. جمع آن انبياء. مصدر آن نبوت و در نظر بعضى «نبى» در اصل «نبىء» از ريشه «نبأ»، بمعنى خبر آمده است.
كريم: بزرگوار، جمع ان كرام و «كرماء».
قسيم: زيبا، مصدر آن قسامة بفتح اول. برخى قسيم را بمعنى قسمتكننده ترجمه كردهاند. اما قسيم، در لغت به اين معنى نيامده و قسيم از ريشه قسمت بمعنى نصيب و مقسوم و معادل و هم قسم است.
جسيم: خوشاندام، معظم.
بسيم: خندانروى (تبسم و ابتسام و متبسم، از اين ريشه در فارسى مستعمل است).
وسيم: نيكوروى يا داراى مهر نبوت.
(٤٥)-
|
چه غم ديوار امت را ... |
وزن شماره ٤ با قافيه مقيد موصول.
(٤٦)- امت: طائفه. پيرو دين، ملت. جمع آن امم. اضافه ديوار به امت، اضافه مشبهبه، به مشبه است:
(٤٧)- نوح: يكى از پيغمبران اولوالعزم است كه قصه وى در تورات و در قرآن مجيد مسطور است. با كشتى خود نيكان و تخمه جانوران و گياهان را نجات داد.
در اين بيت، صنعت تلميح بكار رفته است (راجع به تلميح رجوع شود به مقدمه ص ٩٥ و راجع به نوح رجوع شود به اعلام قرآن مقاله نوح).
(٤٨)-
|
بلغ العلى بكماله كشف الدّجى بجماله |
وزن شماره ٢٧ (ممكن است وزن ٣١ هم كه بحر كامل است با آن مطابقت داده شود.
ترجمه: پيغمبر گرامى بعاليترين درجه بزرگى با كمال خود رسيده و بكمال مجد