شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٩٦ - حكايت«٣٢» شيادى گيسوان بافت يعنى كه علوى است
______________________________ (٦٨٩)- انجام: در پهلوىmajnaH «هنجام» بوده بمعنى انتها و پايان و با فرجام، هممعنى و همريشه ميباشد و اصل هردوmaJ (جام) بمعنى رفتن است. انجام دادن بمعنى بكمال رسانيدن و بجاى آوردن است اما انجام كار بمعنى بجاى آوردن كار، درست نيست زيرا انجام كار بمعنى عاقبت كار است.
(٦٩٠)- مشيت: بمعنى خواست. لفظ عربى است و اصل آن مشيئة ميباشد و در اينجا مراد، خواست الهى است.
(٦٩١)- خطا: لفظ عربى و اصل آن خطأ با همزه است بمعنى اشتباه و گناه و در معانى غير عمد و غلط هم بكار ميرود.
(٦٩٢)- صواب: مصدر، بمعنى مصلحت و درستى.
(٦٩٣)- متابعت: با معاتبت شبه اشتقاق و شبه قلب دارد.
(٦٩٤)-
|
خلاف راى سلطان راى جستن ... |
مثنوى بر وزن شماره ٧.
خلاف: مصدر دوم باب مفاعله و بكسر اول است بمعنى مخالفت و ناسازگارى كردن.
ضد وفاق و موافقت كه بمعنى سازگارى است.
مفاد دو بيت چنين است:
اظهار نظر كردن و راى دادن برخلاف راى و نظر پادشاه، موجب دست شستن از خون خود، يعنى كشته شدن و در خون خود غوطه خوردن است. فى المثل اگر پادشاه روز را بگويد شب است بايد نديمان گويند درست است و ما هماكنون ماه و پروين را به چشم مىبينيم.
(اينگونه روش در حكومتهاى استبدادى ضرورى مينموده و چارهاى از آن نبوده است. تنها زاهدان و گوشهگيران، گاهگاهى بر سبيل نصيحت با صراحت لهجه اظهارنظر ميكردهاند و معلوم نيست عملا تا چه درجه، اينگونه شجاعت ادبى ثمره اجتماعى داشته است).
حكايت «٣٢» شيادى گيسوان بافت يعنى كه علوى است ...
(٦٩٥)- شياد: بر وزن حداد اسم منسوب است از شيد. شيد هموزن بيد، چيزى است كه روى ديوار بمالند تا آراسته و خوشرنگ شود از قبيل گچ و مانند آن. بنابر قاعده مشابهت، شياد، كسى است كه ظاهر ديوارها را با ماليدن گچ و مانند آن بيارايد اما در فرهنگهاى عربى لفظ شياد ضبط نشده و در زبان فارسى اين لفظ مجازا در معنى نيرنگ بازى كه ظاهر خود را برخلاف واقع بيارايد و امورى را ادعا كند كه نداند بكار رفته است.
(٦٩٦)- گيسو: ريشه پهلوى آن «گسوك» و جمع آن گيسوان و گيسوها است.
(٦٩٧)- علوى: منسوب به على بن ابيطالب ٧. ما امروزه بجاى علوى