شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥٣٧ - حكايت«٩» دانشمندى را ديدم كه به محبت كسى مبتلى شده
حكايت «٨» ياد دارم كه در ايام پيشين من و دوستى ...
______________________________ (٧٨)- دريغ آمدم ديده قاصد به جمال تو روشن گردد و من محروم:
اشاره است به نامه بديع الزمان همدانى متوفى ٣٩٨:
يعزّ علىّ (مولاى) ان ينوب فى خدمته قلمى عن قدمى، و يسعد برؤيته رسولى دون وصولى
ترجمه: سرورا، بر من گران است كه قلم در خدمت وى از قدمم نيابت كند و فرستادهام به ديدارش سعادتمند شود و خود به او واصل نگردم.
(٧٩)-
|
يار ديرينه مرا گو به زبان توبه مده ... |
قطعه بر وزن شماره ١٥ با قافيه مردف مردّف.
مفاد قطعه چنين است: به يار ديرينه بگو كه مرا با زبان، توبه ندهد زيرا من با شمشير هم توبه نخواهم كرد. غيرت از آن دارم كه كسى معشوق مرا سير ببيند و در عين حال معتقدم كه كسى هرچه او را بيند از ديدارش سير نخواهد شد.
حكايت «٩» دانشمندى را ديدم كه به محبت كسى مبتلى شده ..
(٨٠)- برملا: آشكارا. قيد حالت، مركب از حرف اضافه «بر» و لفظ عربى «ملأ».
ملا، مخفف ملأ است بمعنى انبوه و جمعيت. بزرگان مكه را كه در كارها به دوران جاهليت انجمن ميكردند ملأ ميخواندند. معنى ديگر ملأ «پر» ضد خلأ است كه در اينجا مراد نيست.
(٨١)- دانم كه ترا در مودت اين منظور علتى و بناى اين محبت بر زلتى نيست:
مراد چنين است: ميدانم كه محبت و دوستى تو نسبت به شخص موردنظر و توجه، ناشى از علت هوس و شهوت نيست و بناى اين دوستى بر خطا و لغزشى استوار نشده.
(٨٢)- جور بىادبان بردن: اشاره به آن است كه منظور دانشمند شخصى بىادب بوده و درخور محبت وى نمينموده.
(٨٣)- دل بر مجاهده نهادن آسانتر است كه چشم از مشاهده برگرفتن:
تمثل. يعنى كوشش كردن و زحمت بردن براى تحصيل وصال آسانتر است تا چشم پوشيدن از ديدار يار.
اين تمثل تا حدى ناظر به گفته سبكى است كه گفت: المشاهد لا يجاهد.
(٨٤)-
|
هركه دل پيش دلبرى دارد ... |
مثنوى بر وزن شماره ١.
(٨٥)- پالهنگ: مخفف پالاهنگ كه به نقل برهان مركب از پالا بمعنى اسب جنيبت