شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٦١ - سبب تأليف گلستان
______________________________ (٢٩٧)- غياث الاسلام و المسلمين: فريادرس اسلام و مسلمانان. غياث، مصدر است و در اينجا به معنى فاعل بكار رفته.
(٢٩٨)- عمدة الملوك و السلاطين: معتمد پادشاهان. ملوك، جمع ملك و سلاطين، جمع سلطان است و در آن زمان، سلطان بيش از ملك اهميت داشته.
(٢٩٩)- ابو بكر بن ابى نصر: ملقب به فخر الدوله، در اول كار، متصدى آشپزخانه بوده و به همين سبب، حوائجى شهرت داشته. پس از مدتى منظور نظر اتابك واقع شده و به امارت و وزارت رسيده. مردى اهل فضل و فضيلتدوست بوده است و در فاصله ميان ٥٥٨ تا ٥٦١ به امر تركان خاتون خواهر علاء الدوله اتابك يزد مقتول شده.
(٣٠٠)- اطال الله عمره ...: خدا عمر او را دراز گرداناد.
اجلّ قدره: قدر او را بزرگ كناد.
شرح صدره: سينه او را گشاده داراد.
ضاعف اجره: مزد و پاداش او را چند برابر گرداناد. ضعف، بكسر اول بمعنى دو برابر و جمع آن اضعاف است. تضعيف، مصدر باب تفعيل بمعنى دو برابر ساختن و مضاعف بفتح عين، اسم مفعول از باب مفاعله دو يا چند برابر شده در فارسى معمول است. هريك از چهار جمله دعايى، مركب از فعل و فاعل و مفعول و مضاف اليه است.
(٣٠١)- آفاق: جمع افق، كرانهها.
(٣٠٢)- مكارم: جمع مكرمه، بزرگواريها. مكارم اخلاق: خويهاى بسيار پسنديده و بزرگوارانه است.
(٣٠٣)- هركه در سايه عنايت اوست ...
بيت بر وزن شماره ١ با قافيه مردف، به ردف مركب.
مفاد بيت اين است: كسى كه در سايه توجه او قرار گيرد چنان مورد لطف الهى واقع ميشود كه گناهش منزلت طاعت دارد و همه دشمنان با او دوست ميشوند.
(٣٠٤)- گنهش: بدل است براى
|
«هركه در سايه عنايت اوست» |
. مضمون بيت شيخ مقتبس است از عنصرى:
|
شادمان بادا از ايزد بر گناه از روى عفو |
دشمنش را بر نكوتر طاعت، از ايزد، عقاب |
|
ممكن است مراد بيت گلستان چنين باشد: كسى كه در سايه توجه و تربيت او قرار گيرد در زمره خواص درمىآيد و طاعت در نظرش همچون گناه جلوه ميكند و همه دشمنان را با خود دوست ميسازد يا همچو دوست تلقى ميكند يا آنكه از هيبت حاميش دشمنان راه دوستى با او پيش ميگيرند.
(٣٠٥)- سائر: از فعل سئر، يسأر. به معنى بقيه است و گاهى در معنى جميع و همگى بكار ميرود لكن غالبا بر حكمى كه به سائر تعلق گيرد استثنايى وارد مىآيد. جمع مذكر سالم