شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٥٢ - سبب تأليف گلستان
______________________________ (٢١٤)- گزير: يعنى چاره. مفاد بيت چنين است: با كسى ستيزه كن كه در جنگ با وى راه چاره يا صلح يا راه گريز بر تو مسدود نباشد بنابراين جنگ با دوستان روا نيست.
در بعضى نسخهها چنين ضبط شده
|
«كه از وى گزيرت بود ناگريز». |
بنابراين ضبط، مفاد بيت اين است كه در موردى بايد جنگ بكار برده شود كه وسيله منحصر و اجتنابناپذير باشد. اين بيان، اشاره دارد به مثل معروف عربى: «آخر الدّواء السيف».
(٢١٥)- تفرج: مصدر باب تفعل، بمعنى گشودن خاطر و زدودن غصه است. «تفرج كنان»: صفت فاعلى و در جمله، قيد وصفى است.
\* قاعده راجع به «ان» فاعلى: «ان» فاعلى در صفات مركب مخصوصا در موقع بيان حالت زياد بكار ميرود. مثال: خندهكنان و دواندوان آمد.
(٢١٦)- آثار صولت برد: با «ايام دولت ورد»، صنعت ترصيع تشكيل داده است.
صولت، بمعنى حمله و برد بمعنى سرما است.
(٢١٧)- ورد: بمعنى گل سرخ از ريشه پهلوى«teraZ» . لفظ گل هم از اين ريشه است.
(٢١٨)-
|
پيراهن برگ بر درختان ... |
وزن شماره ٨ با قافيه مردف موصول.
(٢١٩)-
|
اول ارديبهشت ماه جلالى ... |
وزن شماره ٢٠ بصورت دوبيتى جديد كه مصراع، در اول و سوم بيك قافيه است و قافيه آن موصول ميباشد و مصراعهاى دوم و چهارم، همقافيه و مردف است.
(٢٢٠)- ارديبهشت- نام دومين ماه و سومين روز هرماه و نام يكى از هفت امشاسپند است كه نگهدارى آتش به او سپرده شده. چنانكه ميدانيم نامهاى نجومى برحسب صورتهاى فلكى نامگذارى شده و اسامى ماههاى نجومى كه معمول است بدينقرار ميباشد:
حمل (بره). ثور (گاو نر). جوزا (دو پيكر). سرطان (خرچنگ). اسد (شير). سنبله (خوشه) و آنرا «عذرا»egreiV نيز مينامند. ميزان (ترازو). عقرب (كژدم) قوس (كمان).
جدى (بزغاله). دلو (دلو) حوت (ماهى).
ضمنا به سه نكته توجه داشته باشيم:
نكته اول: چون در قديم، نوروز سيار بوده و در همه فصول، گردش ميكرده است بنابراين نوروز گاهى در تابستان يا پاييز يا زمستان هم واقع ميشده و بعيد نيست كه شاعرى در نوروز، زمستان يا تابستان را وصف كرده باشد.
نكته دوم: تقويم جلالى در سال ٤٧١ قمرى هجرى به امر جلال الدين ملكشاه سلجوقى بوسيله حكيم عمر خيام و چند منجم ديگر تنظيم شده است. در آن سال، نوروز در نوزدهمين روز