شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٤٨ - (١١٦) قحبه پير از نابكارى چه كند
از وى ميستانند.
______________________________ (٥٥٣)- مزد سرهنگى: در بعضى نسخهها بجاى «مزد سرهنگى»، «كمينه سرهنگى» ضبط شده. اما اين ضبط درست نيست زيرا ياء مصدرى را با ياء نكره قافيه نميكنند. برحسب ضبط اخير، معنى چنين ميشود: خراج را سلطان، با قهر و بدست كمترين سرهنگى از شخص استنكافكننده ميستاند.
(١١٥) همهكس را دندان به ترشى كند شود مگر قاضيان را كه به شيرينى.
(٥٥٤)- همهكس را دندان ...: در اين عبارت انتقادى، همهكس را مضاف اليه است براى دندان و از قرينه دوم «دندان كند ميشود» حذف شده است و مراد از شيرينى در اينجا رشوه است. گويا هميشه در جمله رشوهها و هديهها، حلويات و شيرينى هم تقديم ميداشتهاند، به اين مناسبت در گذشته و اكنون، شيرينى در معنى رشوه بكار رفته اما امروزه شيرينى را پس از انجام خواسته ميدهند.
(٥٥٥)-
|
قاضى كه برشوت بخورد پنج خيار ... |
بيت بر وزن شماره ٥ با قافيه مردف.
مراد اين است: قاضى در برابر پنج خيار كه بعنوان رشوت ستاند براى رشوهدهنده حق تملك صد بوستان خربزه را مسلم ميشناسد و برخلاف حق بنفع او حكم ميدهد.
(٥٥٦)- خربزه: مركب است از خر بمعنى بزرگ و بزه كه در زبان مغولى بمعنى خيار است.
(٥٥٧)- زار: پساوند كثرت است.
در اسلام، رشوهدهى و رشوهستانى هردو حرام است. و پيغمبر اكرم فرموده است:
«الرّاشى و المرتشى كلاهما فى النّار». (جامع الصغير و كتب معتبر ديگر به روايت ابن عمرو)
ترجمه: رشوهده و رشوهستان هردو در آتش دوزخاند.
(١١٦) قحبه پير از نابكارى چه كند ....
(٥٥٨)- قحبه: بمعنى فاحشه وزن بدكار است و در عربى بمعنى پيرزن فرتوت نيز استعمال شده و مصدر مجرد عربى آن بمعنى سرفه كردن است. قحبه با شحنه موازنه دارد. شيخ اجل با اين لطيفه انتقادى داروغه معزول را كه بضرورت از ستمگارى دست برميدارد به فاحشه پير توبهكار تشبيه كرده كه توبه او از جهت آن است كه ديگر كسى به او توجه ندارد. بطور كلى بسيار كسان چون بازار فسادشان خريدار ندارد، دستشان از فساد كوتاه ميشود ولى