شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧١٢ - (٥٦) استعداد بىتربيت دريغ است
«خره» باشد كه لجن جوى و حوض و مانند آن است.
______________________________ (٢٩٩)- نفيس: بمعنى گرانبها و خسيس بمعنى پست، با هم موازنه و سجع و تضاد دارند. مصدر نفيس، نفاست و مصدر خسيس، خساست و خست است.
(٥٦) استعداد بىتربيت دريغ است ...
(٣٠٠)- استعداد: بمعنى آمادگى و دارا بودن هوش و قابليت كمال.
(٣٠١)- مستعد: اسم فاعل از استعداد بمعنى دارنده استعداد.
(٣٠٢)- علوى: بكسر اول و سكون دوم منسوب به علو: بالايى، از عالم بالا.
مراد سعدى از اين سخنان آنكه ذات و استعدادهاى هرچيزى ملاك ارزش آن است و نسبت و نسب مورد اعتبار نيست بلكه هنر و خاصيت و فايده هرچيز، عناصر تشكيلدهنده ارزش آن چيز است. چنانكه خاكستر چون خود هنرى ندارد با آنكه از آتش است با خاك برابرى دارد و ارزش شكر بواسطه نى آن نيست بلكه بواسطه خاصيت شيرينى است كه در او است. از جانب ديگر سعدى ميخواهد كه استعداد و تربيت با هم توأم شوند و هريك از اين دو را جداى از ديگرى مفيد نميداند زيرا صاحب استعداد اگر تربيت نگيرد منحرف ميشود و موجبات تأسف جامعه را فراهم مىآورد و همچنين اگر در پرورش شخص بىاستعداد سعى بكار رود بهدر خواهد رفت. شيخ اجل بعنوان تمثيل گوهر را كه در خلاب افتد با غبار راه كه بر آسمان رود مقايسه ميكند و اولى را كه نفاست ذاتى دارد نفيس ميشناسد و دومى را بواسطه پستى و خوارى ذاتى كه در او است پست و خسيس ميشمارد. با اين تمثيل سعدى ميخواهد مقامات دنيوى را بهيچ شمارد و ملكات فاضله را موجب كمال و سربلندى معرفى كند.
در قديم معتقد بودهاند كه در زير فلك قمر چهار كره بنحو متداخل قرار دارد. اول: كره آتش كه محيط بر هوا است. دوم: كره هوا كه محيط بر آب است. سوم: كره آب كه بر زمين احاطه دارد. چهارم: كره خاك كه محاط در سه كره ديگر است. بنابراين، آتش كه آن را اثير و اتر مينامند در مقعر فلك قمر واقع است. ازاينرو علوى است و طبع خفيف و گرم و رخشنده دارد.
خاك، در مقابل آتش داراى گوهر سفلى است و طبع آن خشك و سرد است.
(٣٠٣)-
|
چو كنعان را طبيعت بىهنر بود ... |
مثنوى بر وزن شماره ٧
كنعان: بموجب نظر مفسرين قرآن، پسر نوح است كه به نوح نافرمانى كرد و به كشتى برنيامد و غرق شد. در تورات، كنعان پسر چهارم «حام بن نوح» است. از ذريه كنعان قبايلى باقى ماندند كه در اراضى غربى اردن مسكن گزيدند و آن سرزمين بنام سرزمين كنعان شناخته شد. ولى قبايل كنعان و سرزمين آنان ملعون بود تا آنكه «يوشع» جانشين موساى