شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٤٧٧ - حكايت«٢٨» مشتزنى را حكايت كنند كه از دهر مخالف بفغان آمده بود
|
هر آنكو نباشد ورا بخت يار |
همه آن كند كش نيايد بكار |
|
اشاره است به مثل مولّد: اذا جاء اجل البعير حام حول البئر
ترجمه: هرگاه اجل شتر فرارسد بگرد چاه برمىآيد (در چاه مىافتد) و همچنين اشاره است به اين مثل: اذا أراد اللّه شيئا هيّأ اسبابه ترجمه: هرگاه خدا انجام كارى» خواهد، افزار آن كار را فراهم مىآورد. در امثال عرب آمده است:
كالسّاعى بظلفه الى حتفه ترجمه: با پاى خود بجانب مرگ رونده است. باز در حديث آمده است: اذا جاء القضاء عمى البصر
ترجمه: چون قضا آيد ديده بينا كور ميگردد.
______________________________ (٢٩٠)-
|
آنرا كه نه حرفت است و نه فضل ... |
قطعه بر وزن شماره ٧ با قافيه مردف موصول.
(٢٩١)- قلتبان: مركب از دو جزء: يكى «غلت» از مصدر غلتيدن كه آنرا بصورت معرّب با قاف و تاء مينويسند، ديگر «بان» كه ادات مراقبت است. همچنين جزء دوم ممكن است محرّف «بام» باشد. در صورت دوم، بمعنى سنگ كوتاه استوانه شكلى است كه بر بام ميغلتانند و در صورت اول از غلتيدن، معنى مجازى اراده شده و تركيب آن بعنوان مجاز در مجاز بمعنى بىحميت آمده و همين معنى در شعر مراد است. غلتك هم امروز در خراسان در معنى تشك مستعمل است.
مراد اين است كه هرچند، روزى را خداوند قسمت كرده است ولى شرط آن فراهم آمدن سببها و موجبها است زيرا خداوند خود اراده فرموده كه در اين جهان نظام طبيعى برقرار باشد و هيچ معلولى بدون علت بوجود نيايد. همچنين خدا خواسته است كه در جهان ديگر، نظام اخلاقى جريان يابد و هركس به پاداش يا كيفر اعمال خود برسد. با اين حساب اگر هم براى كسى بلا مقدّر باشد بحكم عقل بايد از درآمدن و وارد شدن در خطرات، اجتناب كرد. اين گفتار سعدى اشاره دارد به قول غزالى: ليس من شرط التّوكّل ترك الاسباب
(٢٩٢)-
|
رزق هرچند بيگمان برسد ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه موصول.
بيت اشاره دارد به آيه ٦ از سوره هود: «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها»
ترجمه: هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر آنكه روزيش بر خدا است.
(٢٩٣)-
|
ورچه كس بىاجل نخواهد مرد ... |
بيت اشاره دارد به آيه ١٩٥ از سوره بقره: