شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٥ - قسمت اول - سخنى چند در باب شعر
گفتار ششم سخنى چند در باب شعر- گفتگوى كوتاهى در باب قافيه- مختصرى از علم عروض- اوزان عروضى ابيات و قطعههاى گلستان- انواع شعر فارسى- آرايشهاى سخن در گلستان.
قسمت اول- سخنى چند در باب شعر:
گفتيم شعر يا سخن منظوم بطور كلى كلامى است داراى ايقاع و آهنگ، بقسمى كه موسيقى بتواند با آن همراهى كند. اما شعر فارسى و عربى، سخنى است موزون و مقفّى. ارسطو، موزون بودن سخن را براى ايجاد شعر كافى نميداند و در نظر او شعر، تقليدى است از طبيعت توأم با ابداعات ذوقى گوينده مشروط بر آنكه تقليد بوسيله كلام موزون و داراى ايقاع باشد. ميدانيم كه شعر از نظر منطق سخنى است كه صورتهاى خيالى را بازنمايد و بر استعاره و تشبيه مبتنى باشد. ارسطو در تعريف شعر، هم خصوصيات منطقى را كه مزاياى معنوى است ملحوظ داشته و هم به امتيازات لفظى آن توجه كرده است.
افلاطون با آنكه حكمت خود را در لباس شعرى بيان كرده براى شعر ارزشى قائل نيست چه وى اصل جهان را صورتهاى كلى (مثل جمع مثال) ميپندارد و ماديات را سايه آن مثل تشخيص ميدهد و همه را مجازى ميداند. ازاينروى، چون شعر تقليد از حوادث و جزئيات اين جهان است، دو درجه از حقيقت دور ميباشد و به همين جهت فاقد ارزش واقعى است.
ارسطو برخلاف افلاطون، هم از نظر واقعيت موجودات اين جهان و هم از جهت تقليد و محاكات كه تراويده فطرت آدمى است و مخصوصا بواسطه ابداعات ارباب ذوق، به شعر اهميت داده و رسالهاى مختصر در فن شعر نگاشته است. اين رساله جنبه تعليمى دارد و سطح آن از حدود ذهن مردم عادى بالاتر است. ارسطو براى شعر به دو منشأ قائل شده كه هردو ناشى از فطرت آدمى است: يكى از آن دو منشأ تقليد و ديگرى تعليم است.
در بحث از نثر گفتيم كه تراژدى و كمدى دو نوع ممتاز و اصيل از انواع درام بشمار مىآيد و يادآور شديم كه تراژدى و كمدى، نخست از انواع شعر بوده و به همين لحاظ ارسطو رساله فن شعر خود را به گفتگو درباره اجزاء و اوصاف و شروط تراژدى و كمدى اختصاص داده است.