شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٢٣ - حكايت«٢٠» جدال سعدى با مدعى در بيان توانگرى و درويشى
______________________________ (١٣٣)-
|
خر كه كمتر نهند بر وى بار .... |
بيت بر وزن شماره ١ با قافيه مردف.
(١٣٤)-
|
مرد درويش كه بار ستم فاقه كشيد .... |
قطعه بر وزن شماره ١٥ با قافيه مردف مردّف.
حكايت «١٩» بزرگى را پرسيدم از معنى اين حديث ....
(١٣٥)- اعدى عدوّك نفسك الّتى بين جنبيك
ترجمه: دشمنترين دشمنان براى تو نفس تو است كه ميان دو پهلوى تست.
اعدا: اسم تفضيل است از عدو.
(١٣٦)- جنبيك: دو پهلوى تو، جنبى مثنى است كه نون آن به اضافه افتاده.
نظير اين حديث از حضرت على ٧ بنقل مستدرك الوسائل:
لا عدوّ اعدى على المرء من نفسه: ترجمه: هيچ دشمنى براى آدمى دشمنتر از نفس خودش نيست.
(١٣٧)- مدارا: نرمى بكار بردن. مخفف مداراة، مصدر باب مفاعله.
(١٣٨)-
|
فرشتهخوى شود آدمى ز كم خوردن ... |
قطعه بر وزن شماره ١٦ با قافيه مردف.
در اين بيت فرشته و بهائم و جماد كه سه طبقه از موجودات است جمع آمده.
(١٣٩)- جماد: بفتح اول، جمع آن جمادات، چيزى است كه نموّ و حيات نداشته باشد، اما جامد، در مقابل مايع و بخار واقع است و يكى از حالات سهگانه جسم است.
(١٤٠)- خلاف نفس: برخلاف نفس.
(١٤١)- مراد: اسم مفعول از اراده.
در بيت اخير صنعت ردّ العجز على الصدر بكار رفته زيرا بيت با لفظ «مراد» شروع ميشود و با لفظ «مراد» خاتمه مييابد.
حكايت «٢٠» جدال سعدى با مدعى در بيان توانگرى و درويشى
يكى بر صورت درويشان نه بر سيرت ايشان در محفلى ديدم نشسته:
در اين قسمت سجع و موازنه و ترصيع بكار رفته.
(١٤٢)- شنعت: بضم شين و سكون نون بمعنى سرزنش.
(١٤٣)- دست: اضافه دست به قدرت و پاى به ارادت اضافه استعارى است.
ياء «شنعتى» ياء ابهام و تخصيص است.