شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٤٩٥ - حكايت«٢» بازرگانى را هزار دينار خسارت افتاد
تعليقات بر باب چهارم گلستان باب چهارم در فوايد خاموشى مشتمل بر ١٤ حكايت
حكايت «١» يكى را از دوستان گفتم كه امتناع سخن گفتنم بعلت آن اختيار آمد ...
______________________________ (١)- نيكى نبيند: يعنى خير و خوبى نبيند يا چيز زيبا و خوب در منظرش نباشد. در بعضى نسخهها «بنيكى» ضبط شده كه ممكن است قيد وصفى يا مفعول بواسطه باشد.
(٢)-
|
و اخو العداوة لا يمرّ بصالح ... |
وزن شماره ٢٩.
ترجمه: صاحب دشمنى (دشمن) بر نيكوكار نميگذرد مگر آنكه او را دروغگوى و متكبر ميپندارد يعنى وى را به دروغ و تكبر متهم ميدارد.
«اخو» در اينجا بمعنى صاحب است.
(٣)- اشتر: بر وزن خشن، بمعنى متكبر، «كذاب اشر»، مقتبس از آيه قرآنى در سوره قمر است.
(٤)-
|
هنر بچشم عداوت بزرگتر عيب است ... |
فرد بر وزن شماره ١٢.
(٥)-
|
نور گيتىفروز چشمه هور ... |
بيت بر وزن شماره ١ با قافيه مردف.
(٦)- هور: خورشيد.
حكايت «٢» بازرگانى را هزار دينار خسارت افتاد ...
(٧)- نقصان مايه: كاهش سرمايه.
نقصان مايه با شماتت همسايه، همسجع است و در عبارت حكيمانه، صنعت جمع و تقسيم بكار رفته.
(٨)-
|
مگو انده خويش با دشمنان ... |
بيت بر وزن شماره ٣ با قافيه مردف.