شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦١٥ - حكايت«١١» طفل بودم كه بزرگى را پرسيدم از بلوغ
______________________________
(٧٧)- سفره ياران
بموجب شرط بنهاد: يعنى چنانكه نذر و شرط كرده بود ياران را ميهمانى داد.
(٧٨)- سلسله بر ناى: زنجير بر گلو (بر گردن). انتخاب «ناى» براى همسجعى با «پاى» است.
(٧٩)-
|
زنان باردار اى مرد هشيار ... |
قطعه بر وزن شماره ٧ با قافيه مردف موصول.
(٨٠)- ناهموار: نامسطح، در اينجا مجازا بمعنى نااهل و ناسازگار است.
حكايت «١١» طفل بودم كه بزرگى را پرسيدم از بلوغ ...
(٨١)- پانزده سالگى: علامت قطعى بلوغ شرعى در پسران است و اگر دو علامت ديگر يعنى ترشح غده تناسلى يا روييدن موى بر محل خاص پيشتر از اين زمان در فاصله سالهاى ١٢ و ١٥ ظاهر گردد، بلوغ مسلم است. در حقيقت، بلوغ، ظاهر شدن كمال آثار جسمانى است و برحسب محيطهاى طبيعى، مختلف ميباشد اما از نظر صلاحيت كارهاى اجتماعى علاوهبر بلوغ، رشد عقلانى هم لازم است و هرمحيطى با در نظر گرفتن حال اكثريت مردم، سنى را بعنوان سن بلوغ قانونى تعيين ميكنند و در همه ملل، سن بلوغ زنان از نظر نكاح پيش از سن بلوغ مردان است. در بيشتر كشورهاى اروپايى، بلوغ قانونى مردان ٢١ و بلوغ زنان ١٨ است. در ايران بلوغ اجتماعى براى همه، ١٨ است و مردان در هيجده سالگى و زنان در شانزده سالگى ميتوانند ازدواج كنند. بارى سعدى عليه الرحمه در اينجا بلوغ حقيقى يعنى كمال معرفت را اراده كرده است چه آدمى را وقتى معرفت كامل حاصل ميشود كه ذات حق بشناسد و عجز خود دريابد و بداند كه مشيت الهى خير محض است و جستن رضاى حق، كمال انسانى است و مشغول شدن بشهوات و حظ نفس، نشانه ضعف عقل و نادانى است.
(٨٢)- موى پيش: موى زهار. در بعضى از نسخهها، موى عانه ضبط شده و آن ضبط با اصطلاح فقهى موافقتر و ضبط اول، فارسى است.
(٨٣)-
|
بصورت آدمى شد قطره آب ... |
قطعه بر وزن شماره ٧ با قافيه مردف داراى ردف مركب.
(٨٤)- قطره آب: در اينجا مراد از قطره آب، نطفه است.
(٨٥)- چل ساله: انتخاب چهل سال، بعنوان كمال بلوغ عقلانى مقتبس از آيه ١٥ از سوره احقاف است:
حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي