شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٥ - قسمت دوم - منشأ روانى ادبيات
بقيد نوشتن درآمده است.
قسمت دوم- منشأ روانى ادبيات:
ميدانيم حالات روانى آنقدر با هم پيوسته است كه جدا كردن يكى از آنها كارى دشوار و شايد ناممكن ميباشد معهذا از نظر تجزيه و تحليل علمى، حالات نفسانى را روانشناسان به سه قسم منقسم ساختهاند: قسم اول را كه ناشى از تأثيرات جهان خارج در ذهن است، «ادراكات» خواندهاند و به قسم دوم كه تأثر نفس و احساس لذت يا الم است و ناشى از ادراكات، نام «انفعال» دادهاند و قسم سوم را كه عكسالعمل روان آدمى در برابر جهان خارجى است «افعال» ناميدهاند.
احساس يا انفعال، واسطه ميان ادراك و فعل است و در واقع صرفا روانى است اما از دو جهت با جهان خارج ارتباط دارد و ماننده شخصى است كه هريك از دو دست او كارى بزرگ صورت مىدهد؛ با يك دست، واقعيات عرصه پهناور عالم را ميگيرد و در درون كانونى تنگ ولى پرحرارت آنها را گاهى تجزيه و گاهى تركيب مىكند، با دست ديگر سلسله اراده را مىجنباند و مايه بروز نيروهاى تسخيركنندهاى ميشود كه در فطرت آدمى مكنون است و چون به منصه ظهور آيد، طبيعت مسخر فرمان آن است. ميلهاى عالى و شهوتها و عاطفهها، همه فرزندان انفعالات و احساسات ما هستند كه جوش و خروشى در درون ما بوجود مىآورند و در ذهن ما دريايى متلاطم مىسازند اما ما، در جوش و خروشيم و ديگران درون ما را آرام و خود ما را بيحركت و جنبش مىپندارند، ديرى نمىگذرد كه همچون آبشار برقزاى، هيجانات نفسانى ما حركاتى در جهان وجود مىبخشد كه يكباره عالم را منقلب و طبيعت را دگرگون مىكند.
نخستين رشحهاى كه از اين منبع فعال برون مىتراود آوازهاى خوش و سخنانى دلكش است كه آنها را بايد مايه ادبيات ناميد. بنابراين منشأ روانى ادبيات كه به نوبت خود سبب حفظ حيات نفسانى است، انفعالات يعنى لذات و آلام و عواطف و وجدانيات مغفوله و ميلهاى اجتماعى و ميول عاليه است كه نخستين بار بصورت آواز نغز و سخن پرمغز ظاهر مىشود و مبين احساسات خواننده يا گويندهايست كه نوعى زيبايى را درك كرده و از آن لذت برده يا متحمل الم شده است و مىخواهد عشق خود را به زيبايى و زيبايان اعلام دارد.
از اينروى بايد سخن مولانا جلال الدين رومى را بهترين معرف سازمان مكتب ادبيات دانست چه به گفته وى در اين مكتب:
«عشق شاگرد است و حسنش اوستاد».
بيگمان هرفرد انسانى كموبيش در حس مشترك يا در تخيل خود صورتهاى زيبايى دارد و با آنها عشق مىورزد لكن همه نمىتوانند احساسات خود را نشان دهند و حتى براى