شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٥٨ - سبب تأليف گلستان
______________________________ (٢٧٢)- وارث ملك سليمان: لقب اتابك ابو بكر است.
(٢٧٣)- ادام اللّه تعالى اقبالهما و ضاعف اجلالهما: خداوند اقبال آن دو يعنى سعد وليعهد عصر و ابو بكر پادشاه زمان را دوام بخشاد و شوكت و جلال هردو را دوچندان گرداناد.
(٢٧٤)- و جعل الى كلّ خير مآلهما و عاقبت هردو را متوجه بجانب خير گرداناد.
مآل: مصدر ميمى و اسم زمان و مكان از ريشه «اول» بمعنى بازگشت است.
(٢٧٥)- كرشمه: بر وزن فرشته به معنى ناز و غمزه و گردش چشم است و از آن در اينجا اشاره و التفات اراده شده است.
(٢٧٦)-
|
گر التفات خداونديش بيارايد ... |
قطعه بر وزن شماره ١٢ با قافيه مقيد موصول مردّف.
ضمير «ش» ممكن است راجع باشد به اتابك. «خداوندى» صفت نسبى است و «التفات» از گوشه چشم نگاه كردن و مجازا بمعنى توجه و عنايت است. ممكن است ضمير «ش» راجع به كتاب گلستان باشد و در اين صورت مفعول بيواسطه ميشود و در صورت اول مضاف اليه ميباشد و فرض اول بهتر است زيرا با اين فرض، حذف مسند اليه در مصراع دوم بدون قرينه نيست.
(٢٧٧)- نگارخانه: يا نگارستان برحسب داستان، كاخى پرنقشونگار در كشور چين بوده و منشأ اين داستان سابقه ديرين مردم چين به نقاشى است.
(٢٧٨)- ارژنگى: ارژنگى منسوب است به ارژنگ.
ارژنگ كه آنرا ارتنگ نيز ناميدهاند نام كتاب مانى است. گويا اين نام با آرايش و ارزش همريشه باشد. گويند مانى به چين رفت و با تقليد از نقوش نگارستان چين، كتابى ترتيب داد لكن حق اين است كه مانى به چين سفر نكرده و شايد به هند رفته باشد. زادگاه مانى بابل است و در سال ٢١٥ ميلادى تولد يافته و به سال ٢٧٦ بدست بهرام اول كشته شده و آيين او تركيبى از آيين زردشت و دين مسيحى مخصوصا مذهب «مرقونى» و كيش «بودايى» است. مانى راجع به بيان اسرار خلقت و آشتى دادن عقايد و مذاهب، ابداعاتى داشته است و مانويان روش او را پيروى كردهاند. از اينرو معتقدات مانويان از جانبى در اروپا و تركستان بسيار شايع گرديده است و از جانب ديگر، مسلمانان و مسيحيان با آنان سخت درافتادهاند و بيشتر از «زنادقه» كه مسلمين با ايشان مبارزه علنى و قلمى كردهاند همين مانويان بودهاند.
(٢٧٩)- درنكشد: روى ملال درنكشيدن يعنى از جهت خستگى روى درهم نكشيدن و دلتنگ نگرديدن.