شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٦٩ - حكايت«١٨» كاروانى در زمين يونان بزدند و نعمت بيقياس ببردند
بعضى نسخهها اين بيت را اضافه دارد:
|
تا زاهد عمرو و بكر و زيدى |
اخلاص طلب مكن كه شيدى |
|
عمر و بكر و زيد هركدام اسم خاص عربى (اسم علم) است كه در مثالهاى تعليمات ادبى استعمال ميشود.
شيد: در لغت بمعنى گچ اندودن است و مجازا بمعنى نيرنگ آمده و در اينجا مراد نيرنگباز است.
مفاد دو بيت چنين ميشود: بندهاى كه خداى خود را بخواند غير خدا را نميشناسد و كسى كه براى خاطر عمرو و بكر و زيد (فلان و بهمان) زهد ورزد، در وى پارسايى را جستجو مكن زيرا عمل وى نيرنگ است.
حكايت «١٨» كاروانى در زمين يونان بزدند و نعمت بيقياس ببردند ...
______________________________ (١٩٤)- يونان: امروزه نام كشورى است در جنوب شرقى اروپا كه پايتخت آن اتن است اما اين كشور را كه ما، يونان ميناميم اروپاييانecerG ناميدهاند و مردم آنراeuqerG خواندهاند. در حقيقت، يونان، منسوب است به ايونى كه يكى از جزاير گرس بشمار مىآيد. عدهاى از حكماى اول يونان بنام حكماى ايونى معروفند. برخى هم پنداشته- اند، يونان همريشه با يووان (جوان) است و آراء و عقايد فتيان صدر اول اسلام را اساس برخى از تحولات شناختهاند اما اين نظر خالى از تعصب نيست.
(١٩٥)-
|
چو پيروز شد دزد تيرهروان ... |
بيت بر وزن شماره ٣ با قافيه مردف.
(١٩٦)- روان: در اصل «اوروانا» يكى از نفوس پنجگانه يا مظاهر پنجگانه نفس در نظر زردشتيان بشمار مىآيد و اختصاص به انسان دارد، برخلاف جان كه همه جانوران آنرا دارند و بخلاف حيات كه برحسب تحقيقات عصر حاضر، نباتات هم از آن بهرهورند. معمولا روان را بجاى جان استعمال ميكنند و اين معنى در گلستان هم ديده ميشود.
(١٩٧)- لقمان حكيم: (ر ك به تعليقات بر ديباچه)
مؤيد اينكه داستانهاى لقمان با قصههاى ازپ ارتباط دارد يكى همين مطلب است كه گلستان سعدى لقمان را در ميان كاروانيان يونان مينگرد.
(١٩٨)- طرف: با دو فتحه در اينجا بمعنى قسمت و جزء است و بمعنى كنار هم آمده و معانى ديگرى هم دارد. جمع آن اطراف.
طرف: بكسر طاء و سكون راء، گزيده چيزها است و بر شخص كريم الابوين هم اطلاق ميگردد.
طرف: بفتح طاء و سكون راء، بمعنى چشم و انتهاى هرچيزى است و چون مصدر است