شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٦ - قسمت سوم - هدف ادبيات
برخى، احساسات خودشان ابهامآميز است. چه، آدميان از نظر ادراك حسى و تداعى معانى و سرعت انتقال و نيروى تذكر و قدرت بر ايجاد تخيلات ابداعى و قوه تحليل و تركيب متفاوتند و هريك از اين نيروهاى روانى بنوعى در تعبير احساسات ما مداخله دارند بقسمى كه اگر در هركدام از اين حالات ادراكى ضعف و فتورى باشد، انديشههاى ادبى قابل عرضه بخارج حاصل نميشود.
بيگمان بيان افكار ادبى بايجاد مفاهيم كلى و برقرارى رابطه ميان موضوعات و انتخاب نحوه استدلال نيازمند است اما اينگونه عناصر ادراكى در مرحله دوم قرار دارد زيرا مفهوم كلى و حكم و استدلال براى تنظيم موادى است كه از ادراك حسى و تداعى معانى و تذكر و تخيلات ابداعى در نتيجه دقت و تأمل فراهم گرديده است. بيچاره كسى كه احساسات لذتآميز يا المانگيز در درونش موج زند و نتواند سوز درون خود را آشكارا كند و سعادتمند آنكسى كه درونش كانونى باشد پر از سوز و گداز كه هرچه بيشتر شعلهها از آن برخيزد و آتش شوق تيزتر گردد، شعلهها بنوبه خود موجد موادى آتشزا بشود تا جايى كه صاحبدل از ترس آنكه مبادا جهانى در شعلههاى عشق او بسوزد با سوز خود بسازد و دم برنيارد.
|
اى مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز |
كان سوخته را جان شد و آواز نيامد |
|
|
اين مدعيان در طلبش بيخبرانند |
و آنرا كه خبر شد خبرى بازنيامد |
|
قسمت سوم- هدف ادبيات:
از بيانى كه گذشت بخوبى معلوم ميشود كه نخستين هدف از خواندن آواز و بر زبان آوردن سخنان زيبا، گزارش حالاتى است كه در درون خواننده يا گوينده ميگذرد چنانكه پرندهاى تنها هنگاميكه بگل و آبى ميرسد نغمه سرميدهد. نميدانيم آيا اين نغمه حاكى از وحشت تنهايى او است كه با وجود مواجه بودن با مطلوب خويش از آنكه در تمتع از نعمت شريكى ندارد رنج ميبرد و ندا درميدهد تا ديگر همجنسان او هم بيايند و از آنچه نصيب او شده است بهرهاى بردارند؟ يا آنكه احساس زيبايى خود بخود آتشى در درون وى بوجود آورده و آوازيكه از ميان منقار وى بدرمىآيد شعله همان آتش درونى است؟ آنچه مسلم است گوينده يا خواننده اگر شنوندگان بيشترى داشته باشد از گفتن و آواز خواندن خود بيشتر لذت خواهد برد و هرچه بيشتر مورد تحسين واقع شود بيشتر در لطف سخن و زيبايى آواز خويش خواهد كوشيد.
اكنون كه شنوندگان حداقل تأثير غيرمستقيم در ايجاد شوق سخنگويى دارند بايد موضوع سخن مطالبى باشد كه مايه جلب توجه آنان شود و موضوع سخن زيبا وقتى جالب خواهد بود كه براى مستمعان متضمن نفع آنى يا مشتمل بر ارشاد به جانب سعادت آينده باشد.
نوع اول شايسته خلود نيست چه منتفعين از آن محدودند و چون آنان درگذرند يا نفع مطلوب