شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٤١ - (١٠٣) گداى نيكانجام به از پادشاه بدفرجام
مراد اين است كه وصل حق، به كشش است نه بكوشش و براى دوستان خدا، شب تاريك همچو روز رخشنده است چه آنان عاشقند و هربلا و مصيبت را از جانب معشوق نشان لطف، بلكه عين مرحمت ميدانند. ضمنا اشاره دارد به حديث نبوى كه ابو هريره با اين عبارت روايت كرده است: السعيد من سعد فى بطن امّه و الشقى من شقى فى بطن امّه».
(جامع الصغير). ترجمه: سعيد و نيكبخت كسى است كه در شكم مادر، نيكبخت باشد و شقى و بدبخت كسى است كه در شكم مادر، بدبخت باشد. اين حديث ناظر به صفات وراثتى و عوارض و حالات جنين و تأثير كيفيت تغذيه و وضع روانى مادران در مقدرات كودكان است. بعضى به غلط پنداشتهاند كه سعادت و شقاوتى كه از مرحله شكم مادر پىريزى ميشود و در حديث به آن اشاره رفته، كفر و ايمان و در نتيجه، بهشتى بودن يا دوزخى بودن آدمى است و ازاينروى عبارت «من سعد و من شقى» بصورت «سعيد و شقى» شهرت يافته است و شيخ اجل هم، ظاهرا به اين پندار توجه دارد.
______________________________ (٥١٢)-
|
از تو، به كه نالم كه دگر داور نيست ... |
رباعى بر وزن شماره ٥ با قافيه مطلق مردّف.
(٥١٣)- دگر داور نيست: يعنى داور و حاكم ديگرى جز ذات حق نيست.
رباعى اشاره دارد به اين كلام قرآنى: «يَهْدِي مَنْ يَشاءُ\* يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ»\*. راست است كه هدايت و اضلال و هرتغيير و تغيّر به مشيت الهى است، لكن خداوند تعالى خود خواسته است كه در جهان طبيعت، نظام طبيعى برقرار باشد و هيچ معلولى بىعلت، حاصل نيايد. همچنين او خود خواسته است كه در امور معنوى، نظام اخلاقى جريان داشته باشد و هركس نتيجه عمل ناشى از نيت خود را دريابد، منتهى شناسايى ما به اسباب و علل، محدود است و از اين جهت در تشخيص اتفاقات دچار اشتباه ميشويم.
(١٠٣) گداى نيكانجام به از پادشاه بدفرجام.
(٥١٤)- گداى نيكانجام ...
مراد شيخ از اين عبارت مسجوع آن است كه ارزش هرمقام بسته به نتيجه و عاقبت آن است اعم از اينكه نتيجه، دنيوى باشد يا اخروى.
(٥١٥)-
|
غمى كز پيش شادمانى برى ... |
بيت بر وزن شماره ٣ با قافيه موصول.
مراد شيخ در اينجا مقايسه است و اشاره دارد به مسلك اخلاقى ابيغوريان. آنان ميگويند:
المى را كه مقدمه لذت بزرگ است بايد تحمل كرد و از لذت اندك يا آنى كه مانع لذت بزرگترى است بايد كناره گرفت و همچنين لذتى كه بدنبال خود الم شديدى داشته باشد شايسته