شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٧٩ - (٧) رحم آوردن بر بدان ستم است بر نيكان
______________________________ (٣٥)- عمل: مراد از عمل در اين قطعه، كار ديوانى است و مراد مصراع دوم اين است كه خردمند به كار ديوانى تن درنميدهد زيرا بيم خطر آن بر اميد ثمر، رجحان دارد.
(٦) سه چيز بى سه چيز پايدار نماند ...
(٣٦)- سه چيز بى سه چيز ... اين نوع عبارات داراى صنعت جمع و تقسيم است.
(رجوع شود به مقدمه، قسمت آرايشهاى سخن).
(٣٧)- بحث: در اينجا بمعنى گفتگو و جستجو و تحقيق علمى است.
(٣٨)- سياست: در اينجا بمعنى تدبير اجتماعى است و معنى اصلى آن پرورش ستوران است و مجازا در معنى مجازات و كيفر بكار رفته و در اصطلاح فقه، سياسات، روابطى است كه شرعا خودبخود بين افراد بدون رضاى آنان حاصل ميشود. از قبيل: ارث و قصاص و ديه.
سياست مدن: رشتهاى از حكمت عملى است كه موضوع آن مشاركاتى است كه هركس با افراد جامعه دارد. معنى امروزه سياست، چگونگى روابط سازمانهاى دولتى با افراد اجتماع رابطههاى افراد با سازمانهاى دولتى و روابط دولتها با يكديگر از جهت حقوق حاكميت است.
(٣٩)-
|
وقتى به لطف گوى و مدارا و مردمى ... |
قطعه بر وزن شماره ١٩ با قافيه موصول.
(٤٠)- حنظل: بمعنى هندوانه ابو جهل است كه بواسطه شدت تلخى آنرا در مقابل عسل و شكر و نبات مىآورند.
ياء، در حنظلى و دلى، ياء نكره و وحدت است.
مفاد بيت اين است: سياست و تدبير اجتماعى حكم مىكند كه لطف و قهر با هم آميخته شود و هركدام در مورد خود بكار آيد. اين مطلب بتفصيل در نامهاى كه حضرت على (ع) به مالك اشتر نوشته مندرج است.
(٧) رحم آوردن بر بدان ستم است بر نيكان.
(٤١)- رحم آوردن بر ... نظير از كلام امير المؤمنين:
و لا يكوننّ المحسن و المسئ عندك بمنزلة سواء فانّ فى ذلك تضهيدا لاهل الإحسان بالإحسان و تدريبا لاهل الإساءة على الإساءة
ترجمه: نيكىكننده و بدىكننده نبايد در پيشگاه تو در يك مقام باشند چه اين كار موجب عدم رغبت اهل نيكى است به نيكى و مايه تشويق اهل بدى است به بدى.
(٤٢)-
|
خبيث را چو تعهد كنى و بنوازى ... |