شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٠٠ - حكايت«٣٥» با طايفهيى از بزرگان به كشتى درنشسته بودم
______________________________ (٧٢٤)- پيل: معربش فيل است و ريشه يونانى آنsahpelE (الفاس) ميباشد.
فيل، در آسيا و افريقا زندگى ميكند. فيلهاى آسيايى را از ديرزمانى در هندوستان و كشورهاى مجاور آن اهلى ساختهاند و از آنها در باركشى استفاده كردهاند و هنوز اينگونه استفاده از اين حيوان معمول است. در گذشته آنها را در جنگ بكار بردهاند گويا استفاده جنگى از فيل، بوسيله كارتاژها در افريقا شروع شده و به روميان رسيده باشد. در ادبيات، بزرگى جثه فيل و رفتار پيلبانان با اين حيوان و رابطه فيل با هندوستان مشهور است. همچنين در عرصه شطرنج چهار مهره بنام فيل است كه نمودار فيلهاى جنگى است.
(٧٢٥)- دمان: صفت فاعلى از دميدن بمعنى مست و خشمگين است ..
(٧٢٦)- بلى: حرف جواب است مأخوذ از حرف جواب عربى «بلى».
(٧٢٧)- از روى تحقيق: يعنى بوسيله پىجويى و آزمايش ثابت شده است.
(٧٢٨)-
|
يكى را زشتخويى داد دشنام ... |
مثنوى با وزن شماره ٧.
حكايت «٣٥» با طايفهيى از بزرگان به كشتى درنشسته بودم ...
(٧٢٩)- زورق: كشتى كوچك. گويا در اصل، فارسى بوده و قاف آن بجاى كاف تصغير است.
(٧٣٠)- ملاح: كشتيبان. مصدر آن ملاحت با كسر ميم ملاحت با فتح ميم بمعنى با نمكى و ظرافت است.
(٧٣١)- تازيانه: ريشه پهلوى تازيانه) kanacaT (تا چنگ بوده و بصورت تازانه و سپس بصورت تازيانه درآمده است و بمعنى شلاق است. از مصدر تاختن، مشتق شده و بمناسبت آنكه شلاق براى تاخت كردن اسبان و حيوانات مشابه بكار ميرفته آنرا تازيانه ناميدهاند.
(٧٣٢)- صدق الله: خداى تعالى صادق است (اين عبارت را پيش يا دنبال آيه قرآنى مىآورند و در حقيقت، نشانه اظهار تصديق قول خداى تعالى است: معمولا ميگويند:
صدق اللّه العظيم صدق اللّه العلىّ العظيم
(٧٣٣)- مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها: آيه ٤٦ از سوره فصّلت ترجمه: كسى كه كردارى شايسته كند بنفع خود عمل كرده و كسى كه بدى مرتكب شود آن عمل بر زيان خود او خواهد بود. مصدر فعل اساء، اسائة ميباشد.
(٧٣٤)-
|
تا توانى درون كس مخراش ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف مردّف.
(٧٣٥)- درون: بفتح دال مخفف اندرون بمعنى داخل و دل. در اينجا معنى دوم مراد