شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٧٤٦ - (١١٣) نصيحت پادشاهان كردن كسى را مسلم باشد كه بيم سر ندارد و اميد زر
(١١٢) بزرگى را پرسيدند كه با چندين فضيلت كه دست راست راست ...
______________________________ (٥٤٣)- كه با چندين فضيلت ...: شيخ اجل در اين عبارت، خالى بودن دست راست را از زيور، بنحو ديگرى توجيه نموده و حرمان و نااميدى اهل فضيلت را از اين رسم معمول استنتاج كرده است. اين عبارت با عبارت پيشين: «گويند نخستين كسى كه علم بر جامه كرد ... الخ» بصورت، دو نظر متخالف است و ميتواند موضوع مناظرهاى باشد.
(٥٤٤)-
|
آنكه حظ آفريد و روزى، سخت ... |
بيت بر وزن شماره ١ با قافيه مقيد.
مراد اين است: خداوندى كه خوشى و بهرهمندى و روزى، آفريده است، فضيلت را كه نعمت معنوى است با بخت كه سعادت ظاهرى است براى يك فرد جمع نكرده است. در نتيجه، فاضلان از سعادت ظاهرى محرومند و توانگران فاقد فضيلت معنوى ميباشند. اينگونه افكار، مولود سوء تشكيلات اجتماعى است و ازاينروى در گفتار بسيارى از شعرا ديده ميشود.
از آنجمله شهيد بلخى گويد:
|
دانش و خواسته است نرگس و گل |
كه بيك جاى نشكفند بهم |
|
|
هركه را دانش است خواسته نيست |
هركه را خواسته است دانش كم |
|
(٥٤٥)- سخت: مخفف ساخت. بنظر ميرسد انتخاب لفظ سخت از جهت رعايت شبه تضاد با حظ بوده است و بعلاوه اگر سخت را، صفت روزى قرار دهيم معنى مصراع اول چنين ميشود كه فراخى روزى و سختى معيشت هردو آفريده خدا است. به اين مطلب در قرآن مجيد هم اشاره رفته است: «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ»\*. ترجمه: خدا روزى را براى هركس كه بخواهد وسعت ميبخشد و بر هركس كه بخواهد تنگ ميگيرد. (مراد از رزق در قرآن مجيد، تنها مال و ثروت نيست بلكه بيشتر ناظر به استعدادهاى عقلانى و جسمانى است).
(١١٣) نصيحت پادشاهان كردن كسى را مسلم باشد كه بيم سر ندارد و اميد زر.
(٥٤٦)- نصيحت پادشاهان ...: مراد اين است: كسى ميتواند به پادشاه اندرز دهد و حقايق را اظهار كند كه از كشته شدن باك نداشته باشد و اميد سيم و زر يافتن را از خود منقطع سازد. پس، طمعكاران و مردم خائف هيچكدام نميتوانند حقيقتگوى باشند زيرا حقيقتگويى خودبخود مستلزم مخاطره است.
(٥٤٧)-
|
موحد چه در پاى ريزى زرش .. |
مثنوى بر وزن شماره ٣.
موحد، اسم فاعل از توحيد است. ضد آن، مشرك.
(٥٤٨)- چه: چه كه در بيت اول مكرر بكار رفته كلمه مساوات است، مراد اين است كه در شخص يكتاپرست، تطميع و تهديد هردو بىاثر است بعلاوه در نظر وى زر در پا فشاندن و شمشير بر سر