شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٣٠ - حكايت«٣» ملكزادهاى را شنيدم كه كوتاه بود و حقير
ميعاد) از ريشه «ودن» بمعنى كوتاه كردن و مرتب ساختن آمده باشد و هردو اصل، با معنى متبادر آن نامناسب است.
______________________________ (٥٨)-
|
آن نه من باشم كه روز جنگ بينى پشت من ... |
قطعه بر وزن شماره ١٤ با قافيه موصول.
مراد اين است: من اهل گريز نيستم كه به جنگ پشت كنم و دشمنان پشت مرا ببينند بلكه من آنچنان براى جنگ آمادهام كه اگر سرى در ميان خاك و خون بينى سر من است نه از آن ديگرى زيرا كسى كه بجنگد و تن بجنگ بسپارد، در روز ميدان با خون خود بازى ميكند و كسى كه بگريزد، با خون لشكرى بازى كرده است.
(٥٩)- كانكه: مخفف كه آنكه بمعنى: «زيرا آن كسى كه».
(٦٠)- ميدان: در اينجا ميدان، مجازا بمعنى جنگ است و علاقه ميان اين دو معنا علاقه حال و محل ميباشد. زيرا ميدان، محل جنگ است. بعضى به تصور آنكه ميدان، لفظ عربى است آن را بر «ميادين» جمع بستهاند.
(٦١)- سپاه: در اصل پهلوىhapS و در اوستاahdapS بوده. عربى آن جندو جيش و عسكر است و همه اين الفاظ از فارسى اشتقاق يافته زيرا ايرانيان به سپاه زياد اهميت ميدادهاند چنانكه بسيارى از شهرها از قبيل سپاهان و جندىشاپور، به عنوان مركز لشكر نامگذارى شده، مرحوم بهار، سگ را هم با سپاه همريشه ميداند و جامع ميان معنى اين دو لفظ را دليرى تشخيص ميدهد. ريشه لفظ سگ در ايران باستانkapS است.
(٦٢)- دشمن: ممكن است دشمن، صفت براى سپاه باشد و ممكن است آنرا مضاف- اليه براى سپاه بگيريم. بنابر فرض اول، همه افراد سپاه، دشمنند و بنابر فرض دوم، پادشاه يا اميرى كه بخصومت برخاسته، دشمن تلقى ميشود و چون در روزگاران گذشته و حتى در دوران حاضر دشمنيها ناشى از نظرهاى شخصى است، اضافه سپاه به دشمن، مناسبتر مينمايد.
(٦٣)- چند: از مبهمات است كه هم پيش از موصوف و هم بعد از موصوف مىآيد.
\* قاعده: در حالتى كه چند بعد از موصوف قرار گيرد معنى تكثير يا تقليل از آن بهتر استفاده ميشود و موصوف آن بصورت نكره مىآيد. مثال: تنى چند.
(٦٤)- كارى: بمعنى جنگى است و معنى اول كار، جنگ است چنانكه «كارزار» و «كارديده» بمعنى جنگ و جنگديده است.
(٦٥)-
|
اى كه شخص منت حقير نمود ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف موصول.
(٦٦)- شخص: مأخوذ از عربى است و در زبان فارسى بمعنى فرد انسانى آمده و اشخاص، بمعنى كسان است اما معنى اول آن، در عربى، سياهى انسان يا موجود ديگرى است