شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٨٦ - (١٨) خشم بيش از حد گرفتن وحشت آرد
(١٧) نصيحت از دشمن پذيرفتن خطا است ...
______________________________ (٨٧)- عين صواب است: مسند است براى عبارت «نصيحت از دشمن پذيرفتن.» مراد اين است كه سخن دشمن را بايد شنيد و در عين حال بايد دانست كه آنچه دشمن ميگويد برخلاف مصلحت است و از آن اجتناب لازم مىآيد پس نزديكى با دشمن و آشنايى با سخنان و عقايد وى را سعدى در هرحال سودمند ميداند.
(٨٨)-
|
حذر كن ز آنچه دشمن گويد آن كن .... |
مثنوى بر وزن شماره ٧
يعنى از آنچه دشمن به كردن آن توصيه ميكند حذر كن.
(٨٩)- آن كن: مفعول است براى گويد.
(٩٠)- تغابن: مصدر باب تفاعل از ريشه غبن بمعنى زيانزدگى. دست بر زانو زدن نشانه حسرت خوردن و پشيمان شدن است. تمام مصراع علت و دليل حكم مصراع اول را بيان ميكند. «كه» در اول آن حرف تعليل است و جمله بعد از آن جزاى شرط مقدر (اگر حذر نكنى) ميباشد.
(٩١)- راست: بمعنى مستقيم است و صفت براى راه ميباشد راهى كه دشمن مينمايد از جهت استقامت، به تير يا مسير تير تشبيه شده ولى در مصراع چهارم دست چپ در مقابل راست آمده و بنابراين صنعت استخدام بكار رفته است.
(١٨) خشم بيش از حد گرفتن وحشت آرد ...
(٩٢)- وحشت: بمعنى نفرت و رميدگى.
(٩٣)- هيبت: بمعنى شكوه و اهميت است و در اين كلمه حكيمانه، وحشت با هيبت موازن است و خشم با لطف. و همچنين فعل آرد با فعل برد تضاد دارد.
اين حكمت به اعتدال حكام و انتخاب رفتارى ميانه درشتى و نرمى دستور ميدهد.
(٩٤)-
|
چو نرمى كنى خصم گردد دلير ... |
مثنوى بر وزن شماره ٣
(٩٥)- خصم: خصم در مصراع اول با خشم قرابت لفظى دارد.
(٩٦)- رگزن: در قديم جهت معالجه بعضى بيماريها، رگ وريد را ميزدند تا مقدارى خون بيرون آيد و پس از آن رگ را ميبستند و مرهمگذارى ميكردند. رگ زدن را در عربى، «فصد» بر وزن قصد و رگزن را «فصاد» مينامند. شيخ اجل، طرز سلوك حكومت را كه آميختن نرمى و درشتى و لطف و قهر است به كار رگزن تشبيه كرده است.