شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٨١ - حكايت«٢٣» گله كردم پيش يكى از مشايخ
در جمله اول، رابط فعل كه جزء دوم ماضى نقلى است حذف شده است. جمله كامل چنين بوده است: بروى خود از مردم دربستهايم.
______________________________ (٢٨٥)- عيب نگسترند: مسند است براى مردم و عيب مفعول بيواسطه است.
(٢٨٦)- ما را: هم ممكن است براى «عيب» مضاف اليه باشد و هم ممكن است مفعول بواسطه شناخته شود.
(٢٨٧)- دربسته: جمله وصفى است.
(٢٨٨)- عالم الغيب: از صفات الهى است. در قرآن مجيد خداوند به صفت عالم الغيب و الشهادة موصوف است و ترجمه آن درست كلام سعدى است: داناى نهان و آشكارا.
(٢٨٩)- آشكارا: در ريشه پهلوى آشكاراك بوده است. عبارت «داناى نهان و آشكارا»، مسند است براى عالم الغيب و جمله آن جمله حاليه است.
حكايت «٢٣» گله كردم پيش يكى از مشايخ ...
در اين عبارت، فعل از جهت اهميت بر اجزاى ديگر جمله، مقدم شده است.
(٢٩٠)- به فساد گواهى دادن: يعنى گواهى دادن به اينكه كسى مرتكب كار زشتى شده است يا عقيده فاسدى دارد. اينچنين گواهى را در اصطلاح «جرح» ميگويند و شهادت دادن بر عدالت و نيكوكارى كسى «تعديل» ناميده ميشود.
(٢٩١)- به صلاحش خجل كن: مراد اين است كه شخص گواهىدهنده را با نشان دادن صلاح و نيكوكارى شرمنده كن زيرا مردم وقتيكه صلاح ترا ديدند به كذب شنيده خود معتقد ميشوند و گواه را ياوهگو ميدانند و در نتيجه او شرمسار ميشود.
(٢٩٢)-
|
تو نيكوروش باش تا بدسكال ... |
مثنوى با وزن شماره ٣
(٢٩٣)- سكاليدن: بكسر اول بمعنى انديشيدن و خواستن است و با گاف هم درست است.
(٢٩٤)- مجال: اسم مكان از جولان است و در معنى فرصت هم بكار ميرود.
(٢٩٥)-
|
چو آهنگ بربط بود مستقيم ...: |
مفاد اين بيت چنين است: هرگاه آهنگ بربط يا هرساز ديگرى مستقيم باشد بربط و ساز احتياج به كوك كردن ندارد. كوك كردن ساز به گوشمال دادن شبيه شده و مراد از گوشمال در اينجا معنى مجازى آن (تنبيه مختصر) است و ممكن است در برخى سازها كوك كردن بوسيله كشش گوشههاى ساز انجام شود. در اين قبيل سازها، عمل كوك كردن به گوشمالى هماننده است.
بيت بالا متضمن تمثيل هم هست و ميخواهد بگويد كه بدگويى بدانديش براى ما به