شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١١ - مقدمه
بنام خداى مهربان: كتاب گرانمايه گلستان باتفاق صاحبنظران يكى از آثار ادبى جهان بشمار آمده و در نظر عوام و خواص مهمترين اثر منثور زبان پارسى است. هنگاميكه نام شيخ اجل سعدى را بگوش مىشنويم بدنباله جلوات هنرى وى كه در غزل پارسى عرصه خيال ما را آرايش ميدهد و استادى وى را در فن غزلسرايى مسلم مىسازد، يكباره خود را در برابر منظر بوستان و گلستان مىبينيم و غرق حيرت و اعجاب مىشويم كه آيا نخست در گلستان او قدم گذاريم و از گلهاى شاداب شاخسارهاى پراكنده آن دامنى سرشار فراهم آريم يا اول به بوستان وى اندر شويم و از ميان صفوف منظم درختان مواعظ و حكم بگذريم و مشام جان خود را با بوى شكوفهها و ميوههاى آن نوازش دهيم.
گلستان نثرى است منظوم و بوستان نظمى است به روانى نثر. اين يكى ما را با اختران پراكنده آسمان ادب مواجه ميسازد و آن ديگرى نظام حكمتآميز عقد ثريا را در برابر چشم ما مصور ميدارد. در هرحال گلستان شيخ اجل سعدى شيراز ستارهاى است كه از آغاز طلوع تا زمان ما روشنى روزافزون داشته است و چنان مىنمايد كه تا ماه و خورشيد تابندهاند اين كانون فروزان ادب پارسى همچنان نورافشانى كند و اشعه خود را در همه جهان بگسترد و در محضر جهانيان معرف نفسانيات شريف و اخلاق لطيف و افكار عرفانى قوم ايرانى باشد.
چه ايرانيان هرگز روش شيخ اجل سعدى شيرازى را از دست نمىدهند و عشق پيروى استاد را در لفظ و معنى از سر فرونمىنهند، ازاينروى ادب فارسى با اين پيروى شوقآميز و تتبع ذوقآميز، خالد و جاويدان خواهد ماند.
گلستان از آنزمان كه در افق ادب فارسى جلوهگر شده محبوب و شايسته تقليد معرفى گرديده است و هركسى كه مايه ذوقى داشته خواسته است بر نمط شيخ دفترى سازد يا دست كمسخنى پردازد و اگر فرومىمانده به درج و اقتباس كلمات شيخ دل را تسلى ميداده، و بر آستان افصح المتكلمين ايران از سر عجز سر مىنهاده است. عدهاى هم به شرح كلمات پارسى شيخ ارادت خويش را نمودار و سعادتجويى خود را آشكار كردهاند. نگارنده نيز چون خود را از تقليد عاجز ميديد در مقام برآمد با شرح كردن گلستان كه در واقع خزانه گوهر هاى ادب ايران است از جانبى به حضرت شيخ ارادت صادق خود بنمايد و از جانب ديگر