شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥٦ - قسمت دوم - زندگانى شيخ اجل
جهان ادب عرضه ميدارد.
حال بپردازيم به دو مشكل ديگر: الف- امكان دارد كه تمام قطعه منقول در ديباچه گلستان يا بيت مورد استشهاد را سعدى از پيش سروده باشد يا بجاى پنجاه، هفتاد، و نساخان هفتاد را به پنجاه مبدل ساختهاند تا با پنجروزه جور درآيد و ممكن است در اصل بجاى «پنجروزه» چندروزه بوده است نكته قابل توجه آنكه هفتاد با رفت نوعى قرابت لفظى دارد و مناسبتر مينمايد. مؤيد نظر اول آنكه بيت مورد استشهاد، مطلع يكى از قصيدههاى شيخ است كه خود در قطعه مندرج در گلستان اقتباس كرده. در اينموضوع ادوارد برون دچار اشتباهى بزرگ شده و پنجروزه را، دوران عشق شيخ در دوران پيرى پنداشته است. (ب) نبودن مراثى دو خواجه بزرگ در كليات شيخ با دو وجه، قابل توجيه است: يكى اينكه در زمان قتل شمس الدين، و علاء الدين، سعدى شيراز بكلى صومعهنشين و عزلتگزين بوده و خواسته است از همه اوضاع جهان بيخبر مانده باشد. وجه ديگر آنكه كليات شيخ كه در اوايل قرن هشتم جمعآورى شده نميتوانسته است بر مراثى اين دو خواجه بزرگ كه ايلخانان بعد از ارغون با آنان عداوت ميورزيدهاند مشتمل باشد. از اينروى گردآورنده، يا مراثى را بدست نياورده يا عمدا آنها را حذف كرده است.
قسمت دوم- زندگانى شيخ اجل:
تذكرهنويسان زندگانى شيخ را به سه دوره تقسيم ميكنند: يكى دوره جوانى و تحصيلات، ديگر دوره سير و سياحت. سومين دوره، دوران پيرى و حرمتدارى است كه پايان آن به عزلت كامل منتهى ميشود. از مطالعه آثار سعدى چنان برميآيد: شيخ در عهد طفوليت متعبد و شبخيز بوده و مولع زهد و پرهيز. در كودكى پدر خود را از دست داد. پدرش در دربار اتابكان فارس قرب و حرمتى داشت و همه قبيله او عالمان دين بودند و تنها شيخ نازك طبع از معلم عشق، شاعرى آموخت در عين حال كه مصلح الدين شاعرى توانا و سخنورى دانا است، فقيهى عالىقدر است و بفقاهت آنچنان شهرت دارد كه در بيلقان او را فقيه خطاب ميكنند.
شاعرى، شغل شاغل شيخ نبود بلكه با سمت يك تن مذكّر به مجتمعات مختلف انسانى خدمت ميكرد. در جامع بعلبك كه از جوامع بزرگ اسلامى است بر منبر ارشاد مينشست و در باب حقايق عرفانى سخن مىپيوست. احتمال قوى دارد كه اتابك سعد بن زنگى شاعر آينده شيراز را بنا- برعايت سوابق خدمت پدرش، به نظاميه بغداد فرستاده باشد. مدرسه نظاميه بغداد در سال ٤٥٧ هجرى تأسيس شد و در سال ٤٥٩ ابو اسحاق شيرازى در اين مدرسه به تدريس اشتغال يافت و همواره صيت نظاميه در همه كشورهاى اسلامى منتشر ميشد و طالبان علم از هرناحيه بدان روى ميآوردند. تحصيلات نظاميه شيخ مقارن با اوايل دوران جوانى است و در بهرهمندى از محضر استادان بر همشاگرديان خود سبقت داشته و محسود آنان واقع ميشده است چنانكه بموجب