شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٠٧ - حكايت«٢» حكيمى پسران را پند همىداد كه جانان پدر هنر آموزيد
تعليقات بر باب هفتم گلستان باب هفتم در تأثير تربيت مشتمل بر ٢٠ حكايت
حكايت «١» يكى از وزرا، پسرى كودن داشت ...
______________________________
(١)- كودن: كودن و
كودنى در عربى معنى اصليش يابو و اسب پستنژاد و پالانى است. بر فيل و استر هم
اطلاق ميشود. جمع آن، «كوادن» است. در فارسى معمول، كودن بر شخص كمفهم و ديرفهم
اطلاق ميگردد.
(٢)-
|
چون بود اصل گوهرى قابل ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مطلق مردّف.
(٣)- نيارد: از مصدر «يارستن»، يعنى نتواند.
(٤)- درياى هفتگانه: قدما همچنانكه به هفت اقليم قائل بودند، هفت درياى بزرگ ميشناختند.
در قرآن مجيد هم، از هفت دريا (سبعة ابحر) در سوره لقمان آيه ٢٦ ياد شده:
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ترجمه: اگر همه درختان زمين، قلم باشد و دريا را هفت درياى ديگر مدد كند و مداد آن شود، كلمات الهى پايان نخواهد يافت. خدا همانا نيرومند و حكيم است.
(٥)- پليد: نجس، ناپاك
حكايت «٢» حكيمى پسران را پند همىداد كه جانان پدر هنر آموزيد ....
(٦)- چشمه زاينده و دولت پاينده ...: چشمه زاينده و دولت پاينده، قدر بيند و صدر نشيند، لقمه چيند و سختى بيند، دوبهدو با هم موازنه و سجع دارند.
(٧)-
|
سخت است پس از جاه، تحكم بردن ... |
بيت بر وزن شماره ٥ با قافيه مقيد موصول.
(٨)- تحكم بردن: تحكم بمعنى محكوم شدن و متحمل زور بودن. «پس از جاه».،