شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٦٠٩ - حكايت«٣» يكى از فضلا تعليم ملكزادهاى همىداد
______________________________
(١٨)- أَنْبَتَها
نَباتاً حَسَناً ترجمه: «خداى آنان را به نحوى نيكو پرورش دهاد».
مأخوذ است از آيه ٣٣ از سوره آل عمران كه درباره مريم آمده است.
فتقبّلها ربّها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا ترجمه: پروردگار، او را نيكو پذيرفت و وى را نيكو پرورش داد.
(١٩)-
|
هركه در خرديش ادب نكنند ... |
قطعه بر وزن شماره ١ با قافيه مردف داراى ردف مركب.
(٢٠)- فلاح: رستگارى.
فلاح از او برخاست: رستگارى از او دور شد و برطرف گرديد.
(٢١)- چوب تر را چنانكه خواهى پيچ: نظير از عربى:
|
فانّ من ادّبته فى الصّبا |
كالعود يسقى الماء فى غرسه |
|
|
حتّى تراه مورقا ناضرا |
بعد الّذى ابصرت من يبسه |
|
|
و الشّيخ لا يترك اخلاقه |
حتّى يوارى فى ترى رمسه |
|
ترجمه: كسى را كه در كودكى ادب كرده باشى مانند نهالى است كه در آغاز كشت خود از آب سيراب شده باشد. آن را پربرگ و شاداب خواهى ديد پس از آنكه خشكيش را ديدهاى.
پير اخلاق خود را ترك نميكند مگر آنكه از خاكگور پوشيده شود.
سعدى خود اين مطلب را به شعر عربى درآورده است.
(٢٢)-
|
انّ الغصون اذا قوّمتها اعتدلت. |
وزن شماره ٢٩.
ترجمه: شاخهاى تازه را هرگاه راست كنى به اعتدال درمىآيد اما راست كردن و اصلاح، براى چوب خشك سودى نخواهد داشت.
(٢٣)-
|
هرآن طفل كو جور آموزگار .... |
بيت بر وزن شماره ٣ با قافيه مردف موصول.
با اندك اختلافى شبيه است به آنچه گويند: من لم يؤدّبه الابوان ادّبه الملوان ترجمه: كسى را كه پدر و مادر ادب نكرده باشند روزگار او را ادب خواهد كرد.
اين كلام را عنصر المعالى به جد خود شمس المعالى قابوس، نسبت داده است.
نظير از سنائى:
|
اى نياموخته ادب ز ابوان |
ادب آموز زين پس از ملوان. |
|