شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥ - سرآغاز
پرستاره ايران، الهامبخش شاعران و نويسندگان گرانقدرى شده كه روزگار هرگز آثار آنان را بدست فراموشى نخواهد سپرد. تا در جهان از حماسه ملى گفتگو است نام فردوسى ما همچون نام هومر با آن به ذهنها متداعى ميشود و تا آتش عشق از اين كره خاكى شعلههاى رخشنده خود را به آسمان مىفرستد، در پرتو آن همه جهانيان، چهره نظامى و حافظ ما را بچشم دل مىنگرند. مثنوى مولوى شالوده عرفان دنيا است و رباعيات حكيم عمر خيام، ساغر بادهپرستان معرفت را لبريز و سرشار ميسازد. غزلهاى سعدى ما، نمودار طراوت و صفا است و عشق و عرفان و حكمت را درهم آميخته و با اين معجون شفابخش دردهاى ناشى از سوز و سودا را درمان ميبخشد. گلستان او چنانكه از نامش پيدا است دنياى ادب را شكوفا ساخته و فضاى گيتى را با بوى دلنشين خود عطرآگين كرده است.
كتاب گلستان با كوچكى حجم خود، گلستانى است به پهناى جهان، زيرا گلهاى حكمت آن در ادبيات ملتهاى گوناگون اين دنياى بزرگ عطرافشانى كرده است. اين كتاب براى همه فارسىزبانان، سخنآموز است و نگهبان سخن فارسى است و اين وظيفه را در طى هفت قرن، صميمانه ايفا كرده، چه اگر گلستان شيخ نبود تقليد از سبك و صاف و معجم، ادب فارسى را دستخوش فساد ميكرد و تاروپود آنرا بر باد ميداد. اگر اين كتاب نفيس، سرمشق اديبان امروز نميشد، پيروى از شيوه فرنگ، سخن روشن فارسى را نامفهوم و تاريك ميساخت.
گلستان در حالىكه به همميهنان شيخ، تركيب شيواى فارسى مىآموزد، بهمه جهانيان درس حكمت ميدهد و بهمه سخنوران جهان، آيين گسست و پيوست سخن تعليم ميكند. به ديباچه اين كتاب بنگريد كه چگونه سپاس خدا را آغاز ميكند. بارزترين اثر حياتى، يعنى تنفس آدمى را مورد امعان نظر قرار ميدهد و قصور آدمى را از اداى شكر آن به ثبوت ميرساند آنگاه از جهان درون به عالم طبيعت بيرون ميرود و در آنجا باران رحمت و باد صبا و ابر بهارى و درختان خلعتپوش و اطفال شاخ را با كلاه شكوفه مىبيند و به نخل باسق، در تخمه خرمايى و شهد فايق، در عصاره نايى مينگرد. آنگاه از جهان وسيع طبيعت بعالم انسانيت بازميگردد و با ديده انتقاد به نقايص بشرى از قبيل غفلت و بيخبرى نظر مىافكند، هرگاه در فقرات گوناگون اين قطعه تأمل كنيم درمييابيم كه:
هرچند، قراين هرعبارت از جهتى از قرينههاى پيش خود جدا است، از جهتى با آنها كمال پيوستگى دارد. نظمى كه بدنباله نثر مىآيد هم داراى استقلال است و هم مكمل و روشنگر فقرات منثور ميگردد. برخى مطالب را شيخ بطريق درج مىآورد تا آن شاخه از